تبليغاتX
جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست
محیط زیست

سفر به منگره ، نقطه پايان لرستان ، نقطه آغاز جلگه و نقطه آغاز خوزستان

مجتبي گهستوني

انديمشك در كنار خرابه‌هاي شهر قديم (لور) و (اري‌ترين) احداث گرديده است. لور شهري آباد بود كه جغرافي ‌نويساني چون اصطخري و مقدسي از آن نام برده‌اند. گويا شهر لور تا قرون وسطي از آبادي بهره‌مند بود و پس از آن رو به ويراني نهاده است. انديمشك در دوره قاجاريه و در حكومت حاج صالح‌خان مكري با ساختن قلعه‌اي اهميت پيدا كرد و صالح‌آباد ناميده شد، سپس به انديمشك تغيير نام يافت. مردم اين شهر در گذشته در كپرها، چادرهاي ساده و بعدها در خانه‌هاي گلي زندگي مي‌كردند. ولي امروزه رشد و توسعه قابل توجهي يافته است.آگاهي از اين تاريخ و برخورداري دشت انديمشك از جاذبه هاي طبيعي تني چند از اعضاي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان و باشگاه گردشگري خوزستان را وادار كرد كه به اين شهرستان سفر كنند. بزرگي و پراكندگي آثار و محوطه ها ما را بر آن داشت تا براي شناسايي هر چه بهتر يك منطقه فقط به منطقه منگره برويم. چون سفرمان از عصر روز پنج شنبه آغاز شده بود لذا تصميم گرفتيم كه براي ستفاده از خنكاي هوا به كنار رودخانه دز در دزفول برويم تا ساعاتي را در آنجا اقامت كرده و شام را در آنجا ميل كنيم. بعد از آن به انديمشك رفتيم و به ميزبانمان امير هوشنگ عارفيان مسئول گروه كوهنوردي نسيم زاگرس پيوستيم تا پاي سخنان وي بنشينيم. صحبت درباره كوهها، غارها ، رودخانه ها، فرهنگ و... منطقه انديمشك به اضافه شنيدن موسيقي محلي – تنبك و كمانچه - كه لرها و بختياري ها آن را خيلي دوست دارند خالي از لطف نبود. شنيدن از جاذبه هايي كه در كوههاي اطراف انديمشك وجود دارد به خصوص غارها و چشمه هايي كه عمدتا دسترسي به آنها ساده است ما را بر آن داشت كه در آينده با هماهنگي از قبل انجام شده به بازديد از آنها بپردازيم.

  اما انديمشك از شمال به استان لرستان و به شهرستان پلدختر ودراستان خوزستان با شهرهای دزفول و شوش همسایه می‌باشدودر جاده ترانزیت جنوب به مرکز کشور می‌باشد. راه آهن سراسری جنوب به شمال ازاندیمشک می‌گذردومردم شمال خوزستان همگی از ایستگاه اندیمشک استفاده می‌کنند.در مسير مهمترين جاده و راه‌آهن ترانزيت جنوب به شمال كشور از ديرباز شهري بوده است متكي به خدمات حمل و نقل. اين شهر نقطه پايان كوهستان،‌ نقطه پايان لرستان و نقطه آغاز جلگه و نقطه آغاز خوزستان است. يعني علاوه بر موقعيت ترانزيت از اين ويژگي برخوردار است كه يكي از مهمترين نقاط عطف در كل مسير دوهزار كيلومتري شريان اصلي جنوب به شمال ايران محسوب مي‌شود. اين شهر به واسطه خاك شبه‌ چرنوزيوم نيمه غربي و جنوبي و نيز باغستان‌هاي بخش شرقي  نيز از استعداد قابل توجهي در بخش كشاورزي برخوردار بوده و همچنين از روزگاران دور كل منطقه الوار گرمسيري و شمال جلگه خوزستان يكي از مهمترين مراكز دامداري كشور بوده است. استقرار صنايع در شعاع مناسبي از پهنه شهر نيز يكي ديگر از نقاط قوت انديمشك به شمار مي‌رود. آثار تاريخي منطقه الوار گرمسيري، جاذبه طبيعي سدهاي دز و كرخه و همجواري با آثار تاريخي شوش و دزفول براي انديمشك همچنين موقعيت ويژه گردشگري ايجاد كرده است. از نظر محيطي نيز علاوه بر خاك مناسب، بايد به امكان دسترسي به منابع قابل توجه آب با عبور دو رودخانه بزرگ و پرآب كشور از شهرستان اشاره كرد.در انديمشك دشت لاله با زيبائي هاي كه همگي طبيعي هستند شامل گل هاي خودرو در بهار پذيراي گردشگران زيادي  از نقاط مختلف كشور مي باشد از جمله نقاط ديدني اين شهرستان است. بقعه ي متبركه حضرت شاهزاده احمد با كوههاي بلند "درتاگيره " كه در اصطلاح محلي به آن دارتاگريوه مي گويند ، آبنگون  ، ايير  و كوههاي تنگوان  در شمال شهرستان از محيط هاي زيبا و ديدني شهرستان مي باشند.براي رفتن به منگره زيبا با دره هاي مرتفع يادم مي آيد كه سالها پيش همين مسير را كه طي مي كرديم مسير خاكي بود اما ظاهرا احداث جاده آسفالته در سال 76 توسط بخشدار وقت ، آرزو های طولانی مردم منطقه منگره و منطقه شاه زاده احمد را پس ازسال ها  پی گیری فراوان، سالیان دور برآورده مي شود و با مسیر شکافی ، جاده های کوهستانی و صعب العبور منگره – شاهزاده احمد و انارکی فقط به دست یکی از فرزندان توانمند و شجاع آن منطقه به نام جودکی امکان پذیر مي شود. ساعت 6:30  صبح جمعه ، پنجم مهرماه مكان اقامتمان را ترك مي كنيم تا به منگره برويم. ساعت 8:30 به روستاي گرداب  مي رسيم. در اين منطقه چند روستاي ديگر وجود داشت . روستاهايي بين دشتي وسيع و چهار كوه 1800 تا 2300 متري كه پس از اقامت كوتاهمان در باغ يكي از اهالي به مدت بيش از سه ساعت به كوهنوردي در كوه "چاووني " به ارتفاع 1850 متر مي پردازيم. رسيدن به قلعه با سختي ها اما لذت هاي فراوان همراه بود. اگر كمك و همراهي آقاي عارفيان نبود قطعا بيش از سه ساعت كوهنورديمان طي مي شد. البته پيش از كوهنورديمان حضور خانمي كه در حال خشك كردن دونه هاي انار بود نظرمان را جلب مي كند. او با خشك كردن دانه هاي انار آنها را كيلويي 1500 تا 2000 تومان مي فروشد. البته در روستاهاي جلگه انديمشك صنايع دستي هم رونق دارد كه قرار است از محل اعتبارات زاگرس ، مركزي براي عرضه و فروش محصولات صنايع دستي در منطقه " منگره احداث شود.از منگره و در كنار روستاي گرداب ، قلعه‌ منگره‌ يكي‌ از دژهاي‌ مهّم‌ و تاريخي است‌ كه‌ بر روي‌ قله‌اي‌ به‌ نام‌ «دز» درغرب‌ روستاي‌ گرداب‌ ساخته‌ شده‌ و به‌ نيمه‌ دوّم‌ قرن‌ پنجم‌ ه . ق‌ مربوط‌ است‌. قلعه‌ نزديك‌ به‌ 2000 متر مربع‌مساحت‌ و 12 اتاق‌ دارد كه‌ طول‌ و عرض‌ هر يك‌ از آن‌ها 50/4 * 50/5 متر است‌. در ضلع‌ شرقي‌، چهار مخزن‌ذخيره‌ آب‌ كنده‌ شده‌ كه‌ روي‌ آن‌ را با نوعي‌ ساروج‌ پوشانده‌اند. اين‌ قلعه‌ تا سال‌ 795 هجري‌ قمري‌، يعني‌ تاهنگام‌ حمله‌ امير تيمور به‌ لرستان‌، اهميّت‌ نظامي‌ خود را حفظ‌ كرده‌ بود. اكنون‌ تنها ديوار و تاق‌هاي‌ فروريخته‌قلعه‌ بر جاي‌ مانده‌ است‌.به دليل طولاني بودن مسير و نداشتن وقت مناسب ديدن اين قلعه را به وقت ديگري در سال جاري موكول كرديم. پس از پائين آمدن از كوه به همراه سه تن از همراهان به آب تني در بركه روستاي گرداب پرداختيم تا گرماي بدنمان با خنكي آب از بدن مان خارج شود.ساعت 3عصر گرداب را به قصد ديدن قلعه رزه در 10 كيلومتري بيدرويه ترك كرديم. قلعه رزه از جمله قلعه های تاریخی است که منزلگاه کاروانیان جاده خرم‌ آباد به انديمشك  بوده است و اکنون نیز جاده سراسری خوزستان از کنار آن می گذرد.بنای قلعه روی تپه ای سنگی نهاده شده است. سراسر دیوار جنوبی آن بر دره ای مشرف است که عمق تقریبی ان 15 متر و بلندی دیوار آن در بعضی قسمت ها، هشت متر است. برای ورود و خروج از قلعه، تنها یک در وجود داشته است. قلعه دارای 13 اتاق بزرگ و چند اتاق کوچک است که در جهات مختلف ساخته شده اند.نمای کلی دیوارها و اتاق های قلعه نشان می دهد که در ترکیب معماری ان تغییراتی داده شده است. این قلعه، به هنگام تصرف لرستان به دست قوای دولتی رضاشاه، اهمیت نظامی فراوان داشته و یکی از قرارگاه های مهم جلوگیری از شورش، یاغی گری و غارت به شمار می رفته است. قلعه با گچ و سنگ قلوه ساخته شده است. در شمال این قلعه یک بنای دو طبقه کوچک تر نیز وجود دارد که به حسینیه یا قلعه حسینی مشهور است.

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 18:24  توسط پرستو مهدیان  | 

تولید کود کمپوست از زباله‌های خانگی، بحثی است که اولین بار بیش از دو دهه پیش در کشورهای اروپایی و آمریکایی مطرح شد.
مردم آموختند با این روش نه تنها می‌توانند از حجم زباله‌های تولید شده شهری بکاهند، بلکه کود مورد نیاز برای پرورش گیاهان خانگی را نیز بی‌هیچ هزینه‌ای تامین ‌کنند.
آمار دقیقی از میزان تولید سالانه کمپوست در خانه‌ها در دست نیست اما بر اساس آمارهای جهانی به طور میانگین سالانه در هر خانه بیش از ۲۰۰ پوند (۹۰.۷۱۸ کیلو) زباله از مواد طبیعی در هر آشپزخانه تولید می‌شود که به راحتی می‌توان آنها را به کمپوست تبدیل کرد.
برای تولید کمپوست تقریبا از تمام مواد ارگانیک می‌توان استفاده کرد. کپه اولیه کمپوست نیازمند نسبت مناسبی از مواد غنی از کربن یا "قهوه‌ای" و مواد غنی از نیتروژن یا "سبز" است.
مواد قهوه‌ای به موادی چون برگ خشک، نی و چوب خشک گویند و مواد سبز شامل مواد طبیعی با رنگ سبز و تازه مثل علف تازه و اغلب مواد زائد آشپزخانه‌ها است.
مخلوط کردن مواد مختلف از این دست می‌تواند کودهای کمپوستی با درصدهای متفاوتی از مواد مغنی تولید کند. تولید مغذی‌ترین کمپوست بیشتر به یک هنر شباهت دارد که از لابه‌لای تجربه فراوان بیرون می‌آید تا علم صرف.
ایده‌آل درصدهای مواد، ۲۵ قسمت مواد قهوه‌ای در مقابل یک قسمت مواد سبز است. اگر حجم کربن درمواد اولیه زیاد باشد سبب می‌شود که تجزیه مواد به کندی انجام شود و در نتیجه تولید کود مدت زمان بیشتری ببرد. وجود مقادیر زیاد نیتروژن در مواد اولیه هم سبب می‌شود بوی کود زیاد باشد.
برگ‌ها بخش زیادی از زباله‌های حیاط‌ها و باغ‌ها را تشکیل می‌دهند. برای تولید کود کمپوست خوب در خانه که به کار نگهداری گل‌های گلدانی‌تان بیاید، می‌توانید از مقادیری از برگ‌های ریخته شده در پارک نزدیک خانه‌تان استفاده کنید.
هر روز در آشپزخانه منزل شما حجم زیادی از زباله‌هایی چون پوست خربزه و هندوانه، هویج، چای‌های کیسه‌ای، هسته سیب، پوست موز و تقریبا هر چیز طبیعی دیگری که در آشپزخانه به کار می‌رود، تولید می‌شود. شما تقریبا می‌توانید تمام زباله‌های طبیعی آشپزخانه‌تان را بازیافت کنید.
البته موادی چون گوشت و مواد گوشتی، مواد لبنی و مواد چرب مثل سس سالاد و کره بادام‌ زمینی برای تولید کود دردسرآفرین هستند. ضایعات گوشت در کمپوست باعث ایجاد بوی بد و جذب حشرات موذی می‌شود. پوست تخم مرغ هم ماده اولیه خوبی برای کود کمپوست است اما به کندی تجزیه می‌شود.
برای تولید کمپوست در خانه می‌توانید از سطل‌های فلزی در بسته استفاده کنید و آن را در جایی چون بالکن خانه‌تان قرار دهید. این کار به شما این امکان را می‌دهد که هر به هر اندازه زباله که تولید شد، به کود قبلی خود بیفزایید.
حواستان باشد که زباله‌های خانگی جزو مواد "سبز" هستند، در نتیجه هر بار که مقداری زباله آشپزخانه‌ای به سطلتان اضافه می‌کنید، روی آن را با حدود ۲۰ سانتی‌متر از مواد "قهوه‌ای" مثل برگ‌های خشک، بپوشانید. برای اینکه کودتان با سرعت بیشتری تولید شود، می‌توانید تمام مواد آن را به قطعات کوچکتری تقسیم کنید.
استفاده از برگ‌های سوزنی کاج هم برای تولید کمپوست توصیه می‌شود. برای استفاده از این برگ‌ها لازم است آنها را در طی فرآیند تجزیه‌شان خرد کنید و هر چند روز یک بار آنها را به قطعات کوچکتری ببرید. حسن به کار بردن این برگ‌ها در اسیدی کردن خاک است. اگر خاکی که برای گلدان‌ها یا حیاطتان به کار می‌برید قلیایی است، با اضافه کردن برگ‌های سوزنی کاج به مواد اولیه کودتان، می‌توانید جنس خاک را ارتقا دهید.
برای اینکه روند تولید کمپوست کوتاه‌تر شود، باید به جزئیات هم توجه کرد. اگر در منطقه‌ای سردسیر زندگی می‌کنید، سطل بازیافتتان را در محلی قرار دهید که در معرض تابش نور خورشید باشد تا با کمک گرمای خورشید، مواد زودتر تجزیه شوند. اگر هم در منطقه‌ای گرمسیر و خشک زندگی می‌کنید، سطل را در سایه قرار دهید تا سرعت تبخیر آب مواد موجود در آن کم شود.
زمان مورد نیاز برای تولید کمپوست کاملا به نسبت مواد اولیه شما و شرایط محیطی بستگی دارد، اما می‌توانید از روی شرایط ظاهری کود، پی ببرید که آماده است یا نه. کود کامپوست نهایی به رنگ قهوه‌ای تیره است و بوی خاک می‌دهد. اغلب در آن بخش‌هایی از برگ که تجزیه نشده است، دیده می‌شود.
این روزها در دنیا از کود کمپوست به عنوان کود مواد غذایی ارگانیک استفاده می‌شود. شما هم می‌توانید با استفاده از این کود، در حیاط خانه خود مواد غذایی ارگانیک پرورش دهید.

منبع:اینترنت

مریم دودانگه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 14:9  توسط پرستو مهدیان  | 

پارك ملي خبر و پناهگاه حيات وحش روچون مجموعا به مساحت 178105 هكتار در جنوب غربي استان كرمان واقع شده و از

سال 1350 تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست قرار دارند . به منظور تضمين تداوم حفاظت پايدار ضرورت دارد كه

آسيب شناسي حفاظت صورت گيرد . هدف اين مقاله شناخت توانمندي ها و ارز ش هاي زيست محيطي منطقه و بررسي عوامل

آسيب رسان به آن ارز ش ها و ارائه تحليلي از آ سيب شناسي منطقه مي باشد. نگارنده با انجام بازديد ميداني گسترده طي 10 سال اخير

توانسته اطلاعات لازم را جم ع آوري و تجزيه و تحليل نمايد . توانمندي هاي زيستي منطقه از چهار جنبه پژوهشي، آموزشي،

گردشگري و حفاظتي ارائه شده است . سپس تهديدهاي بالفعل و بالقوه آن ارز ش ها در دو دسته تهديد هاي طبيعي و انساني

مشخص و تقسيم بندي شده است . وجود پنج رويشگاه ، 471 گونه گياهي، ت أثيرپذيري از دو ناحيه رويشي ايران - توراني و صح را-

سندي و ناحيه اكوتوني، حضور گون ه هاي نادر گياهي زيتون وحشي، انار شيطان، استبرق ، سياچوب، شغين، ارس و كنارك و

گونه هاي كمياب جانوري چون جبير و فراهم بودن شرايط حضور گون ه هاي نادر خرس سياه آسيايي و يوزپلنگ؛ 75 گونه پرنده از

جمله هوبره و جيرفتي، وجود غارهاي شب پره و طرنگ و قلعه هاي قديمي كهت وخبر و قل ههاي بلند چاه برف، برج شوم و سريتو

برخي از ارز ش هاي زيست محيطي من طقه محسوب مي شوند. از آن سو تهديدهايي چون آسي ب پذيري در برابر آتش سوزي، حضور

آفات و بيماري هاي گياهي و جانوري، خشكسالي هاي پياپي، وجود مالكيت هاي پراكنده داخل پارك كه تكليف آنها روشن نشده،

جمع آوري محصولات گياهي ب ه صورت كنترل نشده، اصرار بر ايجاد تله كابين روي كوه خبر و انقطاع فرهنگي بين دو نسل

محيط بان از جمله تهديدها محسوب م يشوند.

تأكيد بر انجام پژوه ش هاي درازمدت و هدفمند، فراهم آوردن منابع آموزشي متناسب با گروه هاي بازديدكننده، توسعه هدفدار و

آگاهانه توريسم تجهيز پاسگا ه هاي محيط باني، تأمين مادي و معنوي محيط بانان، تعيين تكليف آباد ي هاي داخل محدوده پارك ملي

و برنامه ريزي جهت انتقال تجربيات نسل اول محيط بان به نسل دوم از جمله راهكارهاي اساسي جهت كاهش آسيب هاي وارده به

منطقه و تضمين حفاظت پايدار آن مي باشند.

منبع:فصلنامه علمي محيط زيست شماره 45 / پائيز ۸۶

مریم دودانگه

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 14:17  توسط پرستو مهدیان  | 

پس از به وجود آمدن گرد و غبار ، سيستمهاي كنترل براي كاهش انتشار آن به كار مي افتد . اگر چه نصب يك سيستم ، تضمين كننده جلوگيري كامل از انتشار گرد و غبار نمي باشد ، ولي سيستمي كه داراي طراحي مطلوب باشد مي تواند كارگران را محافظت و منافع ديگري از قبيل آنچه كه در زير بدانها اشاره مي شود ، نيز در پي داشته باشد ؛

        · جلوگيري و كاستن از خطر انفجار گرد و غبار و آتش سوزي .

        ·  افزايش ديد و كم كردن خطر بروز تصادفات .

        ·  جلوگيري از انتشار بوهاي نامطبوع .

        ·  كاهش هزينه هاي نظافت و تعمير و نگهداري .

        ·   كاستن از فرسايش تجهيزات بويژه براي قطعاتي مانند بلبرينگ ها و پولي ها كه ذرات ريز گرد و غبار سبب ساييدگي و بالا بردن   ميزان فرسودگي آنها مي شود .

        ·  بالا بردن روحيه كاركنان و افزايش بهره دهي آنها .

        ·   تضمين مطابقت كامل با مقررات بهداشتي موجود .

برنامه ريزي ، طراحي ، نصب ، راه اندازي و تعمير و نگهداري صحيح براي يك سيستم كنترل گرد و غبار كارآ ، كم هزينه و قابل اطمينان از اهميت فوق العاده اي برخوردارند .

 

انواع سيستمهاي كنترل گرد و غبار

سه نوع سيستم عمده اي كه در حال حاضر در عمليات استحصال مواد معدني به كار برده مي شوند عبارتند از :

        ·  غبارگير

        ·  متوقف كننده هاي غبار مرطوب

        ·  گيرنده هاي غباري كه در هوا معلق است .

سيستمهاي غبارگير از اصول تهويه براي گرفتن هوايي كه داراي ذرات گرد و غبار است ، استفاده كرده و آنرا از طريق كانالهاي مخصوص از منبع ايجاد غبار به طرف كلكتور هدايت مي كنند .

  ·  در تكنيك هاي گرفتن غبار مرطوب ، از اسپريهاي آب براي مرطوب كردن مواد استفاده مي شود ، بنابراين غبار كمي ايجاد مي گردد .

سيستمهاي جمع آوري غبار موجود در هوا نيز ممكن است از تكنيك اسپري آب استفاده كنند . در هر حال ، آب به صورت پودر بر روي ذرات غبار معلق در هوا پاشيده مي شود وقتي كه ذرات با قطرات آب تركيب شدند ، دانه هايي را تشكيل مي دهند . اين دانه ها آنقدر سنگين مي شوند كه ديگر قادر به معلق ماندن در هوا نبوده و بناچار بر روي زمين سقوط مي كنند .

 

انتخاب يك سيستم غبار گير

اين امر عمدتاً بر اساس مقررات موجود و كيفيت هواي مورد نظر صورت مي گيرد . سيستمهاي غبارگير قادرند كنترل مفيد و قابل اطميناني را براي مدت طولاني به عمل آورند ولي ذكر اين نكته نيز ضروري است كه هزينه هاي عملياتي و سرمايه اختصاص يافته به اين تجهيزات در حد بالايي مي باشند .

سيستمهاي جلوگيري از انتشار غبار از طريق مرطوب سازي و نيز گرفتن گرد و غبار معلق در هو ، اگر چه از كارآيي بسيار بالايي برخوردار نمي باشند ولي هزينه نصب و راه اندازيشان پايين است و در عين حال نيازمند انتخاب و برنامه ريزي دقيق مي باشند تا بتوان بهره بيشتري از آنها كسب نمود .

تجهيزاتي كه نيازمند كنترل گرد و غبار مي باشند بايد قبل از انتخاب سيستم بدقت بررسي شوند و برروي فرآيند كار ، شرايط ، راه اندازي ، ويژگيهاي تجهيزات استحصال ، مشكلات گرد و غبار ايجاد شده توسط آنها و نيز سمي بودن غبار ، تأكيد بيشتري صورت گيرد . در زير فهرستي از اطلاعات مورد نياز در اين زمينه را ملاحظه مي نماييد :

  ·  نمودار جريان فرآيند دستگاه كه نشان دهنده اقلام ضروري مانند نوع مواد مورد استفاده ، ميزان جريان مواد و نوع تجهيزات باشد .

  ·   نقاط اصلي انتشار گرد و غبار شرايطي كه در هنگام عمليات عادي در اين نقاط به وجود مي آيد .

  ·    كار مطلوب سيستم .

  ·   نقشه هاي نشان دهنده جانمائي تجهيزات 

  ·   زمان نگهداري مواد در محفظه ها و انبارها

  ·   در دسترس بودن تأسيسات ضروري ( آب ، برق و …)

  ·  مناطقي كه نيازمند حفاظت از نظرثابت نگه داشتن مقدار و موقعيت مي باشند .

 

سيستمهاي غبار گير

سيستم غبارگير به عنوان يك سيستم تهويه اگزوز موضعي نيز شناخته مي شود يكي از  مفيدترين راهها براي كاهش آلودگيهاي گرد و غبار مي باشد . هر كدام از اين سيستمها شامل چهار قسمت عمده است كه عبارتند از :

 ·  دودكش اگزوز براي گرفتن آلودگيها در محل انتشار .

 ·  كانال انتقال دهنده غبار جمع آوري شده به يك غبارگير

 ·  جمع آوري كننده غبار براي گرفتن ذرات پراكنده در هوا

 ·  يك فن و يك موتور براي تأمين حجم خروجي هوا و انرژي مورد نياز آن

هر كدام از اين قسمتها نقش اساسي در كار صحيح سيستم غبارگير دارند و عملكرد ضعيف يكي از آنها ممكن است كارايي ديگر قطعات را كاهش دهد بنابراين طراحي و انتخاب دقيق هر قسمت ، از اهميت بسياري برخوردار است .

در بخشهاي بعدي ، طراحي دودكش اگزوز و كانال انتقال براي گرفتن غبار حاصل از فرآيند استحصال ، تشريح خواهند شد .

  ·  سيستمهاي غبارگير قادرند كنترل مفيد و قابل اطميناني را براي مدت طولاني به عمل آورند ولي ذكر اين نكته نيز ضروري است كه هزينه هاي عملياتي و سرمايه اختصاص يافته به اين تجهيزات در حد بالايي مي باشند .

 

كلاهك دودكش خروجي

محلي است كه هواي آلوده به غبار از آنجا به سيستم غبارگير منتقل مي شود بنابراين نمي توان اهميت آن را در يك سيستم جمع آوري غبار ، بيش از حد برآورد كرد . ( اين دودكش بايد غبار منتشر شده را به نحو مؤثري جمع آوري نمايد تا قرار گرفتن كاركنان در معرض آلودگيها ، جلوگيري كند) .

دودكش اگزوز :

   ·  توليد غبار را متوقف مي سازد .

   ·   ذرات غبار را گرفته و هواي آلوده را به طور مؤثر كنترل مي كند .

انواع كلاهكهاي دودكش خروجي

اين كلاهكها بر سه نوعند :

        ·   كلاهكهاي سرخود

        ·   كلاهكهاي كناري ، رو به پايين و خيمه اي

        ·   كلاهكهاي سايباني يا محفظه اي

كلاهكهاي سرخود داراي ساختماني تقريباً كوچك اند و معمولاً در نزديك محل ايجاد غبار قرار گرفته و قبل از انتشار آن را جذب مي كنند . اين كلاهكها معمولاً مؤثر و نوعاً براي فرآيندهايي از قبيل سنگ زني سايشي و خراطي به كار مي روند .

كلاهكهاي كناري ، رو به پايين و خيمه اي نمونه هاي بزرگتر كلاهكهاي سرخود مي باشند و براي جلوگيري از انتشار غبار برروي منطقه كنترل به كار مي روند . از اين كلاهكها نوعاً در خروجيهاي مخازن ابكاري ، تخليه اي ريخته گري ، كوره هاي ذوب و غيره استفاده مي شود و عموماً نسبت كلاهكهاي سرخود از كارايي كمتري برخوردارند .

كلاهك دودكشهاي سايباني و محفظه اي فرآيند ايجاد غبار از محل كار جدا كرده و عبور جريان داخلي هوا را از طريق تمام روزنه ها كنترل مي كنند تا از انتشار غبار جلوگيري كنند . اين كلاهكها مشهورترين نوع عمليات پردازش مواد معدني مي باشند زيرا در حجم هاي خروجي كوچك ، كارآيي بالايي از خود نشان داده اند و نوعاً براي مناطق همانند غربالهاي لرزشي يا دوار ، نقاله هاي تسمه اي ، بالابرهاي سطلي و محفظه هاي انباري به كار برده مي شوند .

  ·  طراحي يك كلاهك دودكش خروجي مستلزم شناخت كافي از فرآيند يا عمليات است تا بتوان كارآمدترين دودكش يا محفظه (نمونه اي كه نيازمند حداقل حجم اگزوز با كارآيي غبارگيري مطلوب باشد ) را نصب نمود .

طرح موفق يك كلاهك دودكش خروجي به عوامل زير بستگي دارد :

   ·   ميزان عبور جريان هوا از طريق كلاهك

   ·   محل استقرار آن

   ·   شكل كلاهك

( از ميان سه عامل فوق ، ميزان عبور جريان هوا از طريق دودكش خروجي (يعني ميزان حجم خروجي) مهمترين عامل در تمام كلاهكهاست) براي كلاهكهاي سرخود ، كناري ، رو به پايين و سايباني ، محل استقرار نيز به همان اندازه اهميت دارد زير ميزان جريان هوا به فاصله نسبي بين كلاهك و منبع اصلي بستگي دارد . شكل كلاهك دودكش خروجي مورد ديگري است كه بايد به هنگام طراحي مورد نظر قرار گيرد . اگر انتخاب شكل به صورت صحيح انجام نشود ، افت فشار استاتيك قابل ملاحظه صورت خواهد گرفت .

ترجمه:استاد حمید رضا کاظمی

 

مریم دودانگه

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 22:55  توسط پرستو مهدیان  | 

فرهنگ دوستي با طبيعت

براي ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست و حفاظت از محيطي که در آن زندگي مي کنيم بايد از آموزش و تربيت افراد بويژه کودکان آغاز کرد.

انسان براي ادامه بقاء خود و ادامه حياتش به هم زيستي و کنار آمدن با محيط زيست نياز دارد. زيرا تخريب محيط زيست و از بين رفتن آن مساوي با تخريب چرخه زندگي و از بين رفتن امکان ادامه حيات است.امروزه بشر بعد از سالها جدال با محيط زيست به اين نتيجه رسيده است که براي بقا و دستيابي به زندگي بهتر راهي جز آشتي با محيط زيست و تلاش براي حفظ آن پيش روي خود ندارد.

مهمترين مسئله اي که درباره ارتباط بين انسان و محيط زيست وجود دارد اين است که چگونه مي‌توان ضمن بهره برداري از محيط ، در عين حال از محيط زيست محافظت کرد. براي حل اين مسئله انسانها راهها و روشهاي مختلفي در پيش گرفته اند.اما آنچه مي تواند به ايجاد يک جريان مستمر، فراگير و دائمي براي حفظ محيط زيست تبديل شود،خلق فرهنگ هم زيستي با محيط زيست است.

براي ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست و حفاظت از محيطي که در آن زندگي مي کنيم بايد از آموزش و تربيت افراد بويژه کودکان آغاز کرد. آموزش و تربيت كودکان به گونه اي که آنها دوستدار محيط زيست و طرفدارحفظ آن باشد، منجر به ايجاد نسلي مي شود که نه تنها شتابي براي تخريب محيط زيست ندارد بلکه در جهت حفظ آن اقدام مي کند.

در ايجاد چنين فرهنگي نهادهاي مختلفي نقش و تاثير دارند. هماهنگي بين اين نهادها مي تواند تلاشها ما را براي حفاظت از محيط زيست تقويت کند و به سرانجام برساند.اما عدم هماهنگي اين نهادها نه تنها نتيجه اي در بر نخواهد داشت،بلکه موجب هدر رفتن استعداها، ظرفيت ها و امکانات مي شود و به اغشاش فرهنگي در جهت محافظت از محيط زيست تبديل مي شود. مهمترين نهادها و عوامل موثر در فرهنگ سازي و ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست در بين کودکان را مي توان بدين شرح معرفي کرد.

1-نهاد خانواده:

افراد پس از تولد در محيط خانواده زندگي مي کنند. از اين رو هر فردي درآغاز زندگي خود و تا زماني که به عنوان فردي مستقل جذب جامعه شود به شدت تحت تاثير خانواده قرارداد. به ويژه در سنين اوليه زندگي که انسان به شدت تاثير پذير است در خانواده به سر مي برد. از اين رو بسياري از آنچه که افراد مي آموزند ناشي از آموزشهاي مستقيم و غير مستقيم خانواده و اعضاي آن است.

بنابراين در ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست آنچه در دوران کودکي و پس از ان از طريق خانواده به افراد منتقل مي شود نقش و تاثير اساسي دارد.از این رو نسلی که در آینده وارد جامعه مي شود نسلي علاقمند به حفظ محيط زيست خواهد بودو در جهت محافظت از آن تلاش خواهد نمود.

2-نهاد دين ومذهب:

يکي از نهادهاي ريشه دار، موثر و داراي تاثيرات فراگير و گسترده در جامعه نهاد دين و مذهب است. مذهب از آنجا که با اعتقادات مردم پيوند دارد، تاثيرات عميق و ماندگاري برجاي مي گذارد. از اين رو اگر مذهب به موضوع ومسئله اي توجه نشان داده باشدمي تواند آن موضوع و مسئله را به موضوعي بسيار مهم و غير قابل چشم پوشي در جامعه تبديل کند.

بنابراين توجه مذهب به مسائلي چون حفاظت از محيط زيست مي تواند تاثير ريشه داري در جهت ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست به جا بگذارد.مسلماً آگاهي مردم از ارزش و ارج و اعتبار حفاظت از محيط زيست در دين مبين اسلام، آنها را به حفاظت از محيط زيست تر غيبت مي کند و از اين رو به ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست کمک مي نمايد

3-نهاد هاي آموزشي:

در روند جامعه پذيري افراد بخش زيادي از آنچه به فرد آموزش داده مي شود از طريق نهادهاي آموزشي است. نهادهاي آموزشي که از سطح کودکستان تا دانشگاه را در بر مي گيرد به صورت رسمي وظيفه آموزش افراد،و فرهنگ سازي را بر عهده دارند.آنچه از طريق اين نهادهاي رسمي آموزشي داده مي شود درايجاد نوع نگاه فرد نسبت به محيط زيست بسيار مهم است . اگر اين آموزشها به گونه اي باشد که فرد را نسبت به ارزش و اهميت محيط زيست آگاه سازد، مي تواند به ايجاد اخلاق و فرهنگ دوستي با محيط زيست کمک کند. بر عکس اگر در اين آموزشها نسبت به اهميت محيط زيست و حفظ آن که توجهي شود، افراد آموزش ديده نيز نسبت به آن بي توجه خواهند شد.

از اين رو ضروري است تا در برنامه هاي آموزشي کودکستانها، مدارس،ودانشگاهها برنامه اي جهت آشنا کردن افراد با اهميت محيط زيست تعبيه شود وتلاش گردد تا آگاهي مردم نسبت به اهميت محيط زيست افزايش يابد و از طريق افزايش آگاهي براي ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست اقدام شود. بويژه نهادهاي آموزشي که مسئوليت آموزش و تربيت کودکان را بر عهده دارند بايد به گونه اي برنامه ريزي و اقدام کنند که بر اهميت حفاظت از محيط زيست تاکيد گردد. با توجه به اينکه در سنين کودکي آموزش پذيري افراد بيشتر است، با اجراي برنامه هاي آموزشي مناسب براي ايجاد فرهنگ حفاظت از محيط زيست مي توان با آموزش و تربيت کودکان به ايجادنسلي علاقمند به حفاظت از محيط زيست و داراي اخلاق دوستي با محطي زيست کمک نمود.

4-رسانه ها:

رسانه ها امروزه يکي از عوامل مؤثر در ايجاد و گسترش يک فرهنگ به حساب مي آيند..رسانه هاي مکتوب مانند روزنامه ها و مجلات،رسانه هاي شنيداري مانند راديو، رسانه هاي ديداري مانند تلويزيون وسينما و رسانه هاي ديجيتالي، هر كدام با توجه به ويژگها و ظرفيتهاي خود تاثير گسترده و به سزايي در گسترش يك فرهنگ دارند. كمك گرفتن ازظرفيت نهفته در رسانه ها براي ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست و گسترش اين فرهنگ مي تواند ما را در رسيدن به جامعه و فرهنگ دوستدار محيط زيست ياري نمايد.

نتيجه گيري:

آموزش افراد جامعه وتلاش براي ايجاد فرهنگ به گونه اي كه افراد با اهميت محيط زيست آشنا شوند و بياموزندکه در زندگي از محيط زيست محافظت كنند،از عهده ي يك يا دو نهاد و سازمان خارج است . براي رسيدن به چنين هدفي و ايجاد و توسعه ي فرهنگ دوستي با محيط زيست ايفاي نقش و فعاليت تمامي سازمانها و نهادهايي كه مستفيم و غير مستقيم در فرهنگ سازي تاثير دارند ضروري است . تنها با همكاري و هماهنگي نهادهاي مسئول و مرتبط است كه مي توان در جهت ايجادفرهنگ دوستي با محيط زيست اقدام كرد.

بنابراين براي فرهنگ سازي در زمينه حفظ محيط زيست سازمانها و نهادهاي مرتبط بايد فعاليتهاي خود را در ابعاد مختلف و در زمينه هاي گوناگون آغاز و با برنامه ريزي و هماهنگي با يکديگر اقدام كنند. براي تحقيق چنين هدفي لازم است تا اين فعاليتها در سطوح مختلف و هماهنگ با يكديگربه گونه اي كه اقدام در سطحي مكمل و مقوم اقدامات در سطحي ديگر باشد آغاز شود و به صورت مستمر ادامه يابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 17:50  توسط پرستو مهدیان  | 

فرهنگ دوستي با طبيعت

براي ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست و حفاظت از محيطي که در آن زندگي مي کنيم بايد از آموزش و تربيت افراد بويژه کودکان آغاز کرد.

انسان براي ادامه بقاء خود و ادامه حياتش به هم زيستي و کنار آمدن با محيط زيست نياز دارد. زيرا تخريب محيط زيست و از بين رفتن آن مساوي با تخريب چرخه زندگي و از بين رفتن امکان ادامه حيات است.امروزه بشر بعد از سالها جدال با محيط زيست به اين نتيجه رسيده است که براي بقا و دستيابي به زندگي بهتر راهي جز آشتي با محيط زيست و تلاش براي حفظ آن پيش روي خود ندارد.

مهمترين مسئله اي که درباره ارتباط بين انسان و محيط زيست وجود دارد اين است که چگونه مي‌توان ضمن بهره برداري از محيط ، در عين حال از محيط زيست محافظت کرد. براي حل اين مسئله انسانها راهها و روشهاي مختلفي در پيش گرفته اند.اما آنچه مي تواند به ايجاد يک جريان مستمر، فراگير و دائمي براي حفظ محيط زيست تبديل شود،خلق فرهنگ هم زيستي با محيط زيست است.

براي ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست و حفاظت از محيطي که در آن زندگي مي کنيم بايد از آموزش و تربيت افراد بويژه کودکان آغاز کرد. آموزش و تربيت كودکان به گونه اي که آنها دوستدار محيط زيست و طرفدارحفظ آن باشد، منجر به ايجاد نسلي مي شود که نه تنها شتابي براي تخريب محيط زيست ندارد بلکه در جهت حفظ آن اقدام مي کند.

مریم دودانگه

در ايجاد چنين فرهنگي نهادهاي مختلفي نقش و تاثير دارند. هماهنگي بين اين نهادها مي تواند تلاشها ما را براي حفاظت از محيط زيست تقويت کند و به سرانجام برساند.اما عدم هماهنگي اين نهادها نه تنها نتيجه اي در بر نخواهد داشت،بلکه موجب هدر رفتن استعداها، ظرفيت ها و امکانات مي شود و به اغشاش فرهنگي در جهت محافظت از محيط زيست تبديل مي شود. مهمترين نهادها و عوامل موثر در فرهنگ سازي و ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست در بين کودکان را مي توان بدين شرح معرفي کرد.

1-نهاد خانواده:

افراد پس از تولد در محيط خانواده زندگي مي کنند. از اين رو هر فردي درآغاز زندگي خود و تا زماني که به عنوان فردي مستقل جذب جامعه شود به شدت تحت تاثير خانواده قرارداد. به ويژه در سنين اوليه زندگي که انسان به شدت تاثير پذير است در خانواده به سر مي برد. از اين رو بسياري از آنچه که افراد مي آموزند ناشي از آموزشهاي مستقيم و غير مستقيم خانواده و اعضاي آن است.

بنابراين در ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست آنچه در دوران کودکي و پس از ان از طريق خانواده به افراد منتقل مي شود نقش و تاثير اساسي دارد.از این رو نسلی که در آینده وارد جامعه مي شود نسلي علاقمند به حفظ محيط زيست خواهد بودو در جهت محافظت از آن تلاش خواهد نمود.

2-نهاد دين ومذهب:

يکي از نهادهاي ريشه دار، موثر و داراي تاثيرات فراگير و گسترده در جامعه نهاد دين و مذهب است. مذهب از آنجا که با اعتقادات مردم پيوند دارد، تاثيرات عميق و ماندگاري برجاي مي گذارد. از اين رو اگر مذهب به موضوع ومسئله اي توجه نشان داده باشدمي تواند آن موضوع و مسئله را به موضوعي بسيار مهم و غير قابل چشم پوشي در جامعه تبديل کند.

بنابراين توجه مذهب به مسائلي چون حفاظت از محيط زيست مي تواند تاثير ريشه داري در جهت ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست به جا بگذارد.مسلماً آگاهي مردم از ارزش و ارج و اعتبار حفاظت از محيط زيست در دين مبين اسلام، آنها را به حفاظت از محيط زيست تر غيبت مي کند و از اين رو به ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست کمک مي نمايد

3-نهاد هاي آموزشي:

در روند جامعه پذيري افراد بخش زيادي از آنچه به فرد آموزش داده مي شود از طريق نهادهاي آموزشي است. نهادهاي آموزشي که از سطح کودکستان تا دانشگاه را در بر مي گيرد به صورت رسمي وظيفه آموزش افراد،و فرهنگ سازي را بر عهده دارند.آنچه از طريق اين نهادهاي رسمي آموزشي داده مي شود درايجاد نوع نگاه فرد نسبت به محيط زيست بسيار مهم است . اگر اين آموزشها به گونه اي باشد که فرد را نسبت به ارزش و اهميت محيط زيست آگاه سازد، مي تواند به ايجاد اخلاق و فرهنگ دوستي با محيط زيست کمک کند. بر عکس اگر در اين آموزشها نسبت به اهميت محيط زيست و حفظ آن که توجهي شود، افراد آموزش ديده نيز نسبت به آن بي توجه خواهند شد.

از اين رو ضروري است تا در برنامه هاي آموزشي کودکستانها، مدارس،ودانشگاهها برنامه اي جهت آشنا کردن افراد با اهميت محيط زيست تعبيه شود وتلاش گردد تا آگاهي مردم نسبت به اهميت محيط زيست افزايش يابد و از طريق افزايش آگاهي براي ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست اقدام شود. بويژه نهادهاي آموزشي که مسئوليت آموزش و تربيت کودکان را بر عهده دارند بايد به گونه اي برنامه ريزي و اقدام کنند که بر اهميت حفاظت از محيط زيست تاکيد گردد. با توجه به اينکه در سنين کودکي آموزش پذيري افراد بيشتر است، با اجراي برنامه هاي آموزشي مناسب براي ايجاد فرهنگ حفاظت از محيط زيست مي توان با آموزش و تربيت کودکان به ايجادنسلي علاقمند به حفاظت از محيط زيست و داراي اخلاق دوستي با محطي زيست کمک نمود.

4-رسانه ها:

رسانه ها امروزه يکي از عوامل مؤثر در ايجاد و گسترش يک فرهنگ به حساب مي آيند..رسانه هاي مکتوب مانند روزنامه ها و مجلات،رسانه هاي شنيداري مانند راديو، رسانه هاي ديداري مانند تلويزيون وسينما و رسانه هاي ديجيتالي، هر كدام با توجه به ويژگها و ظرفيتهاي خود تاثير گسترده و به سزايي در گسترش يك فرهنگ دارند. كمك گرفتن ازظرفيت نهفته در رسانه ها براي ايجاد فرهنگ دوستي با محيط زيست و گسترش اين فرهنگ مي تواند ما را در رسيدن به جامعه و فرهنگ دوستدار محيط زيست ياري نمايد.

نتيجه گيري:

آموزش افراد جامعه وتلاش براي ايجاد فرهنگ به گونه اي كه افراد با اهميت محيط زيست آشنا شوند و بياموزندکه در زندگي از محيط زيست محافظت كنند،از عهده ي يك يا دو نهاد و سازمان خارج است . براي رسيدن به چنين هدفي و ايجاد و توسعه ي فرهنگ دوستي با محيط زيست ايفاي نقش و فعاليت تمامي سازمانها و نهادهايي كه مستفيم و غير مستقيم در فرهنگ سازي تاثير دارند ضروري است . تنها با همكاري و هماهنگي نهادهاي مسئول و مرتبط است كه مي توان در جهت ايجادفرهنگ دوستي با محيط زيست اقدام كرد.

بنابراين براي فرهنگ سازي در زمينه حفظ محيط زيست سازمانها و نهادهاي مرتبط بايد فعاليتهاي خود را در ابعاد مختلف و در زمينه هاي گوناگون آغاز و با برنامه ريزي و هماهنگي با يکديگر اقدام كنند. براي تحقيق چنين هدفي لازم است تا اين فعاليتها در سطوح مختلف و هماهنگ با يكديگربه گونه اي كه اقدام در سطحي مكمل و مقوم اقدامات در سطحي ديگر باشد آغاز شود و به صورت مستمر ادامه يابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 17:50  توسط پرستو مهدیان  | 

 

با تاریک شدن هوا، سایه‌ای گرد و کوچک از جنگل به سمت روستا می‌آید. راکن با پنجه‌های تیز و قوی خود از حصار چوبی دیوار حیاط خانه‌ها و انبار بالا می‌رود و با کنجکاوی به جستجوی غذای مورد علاقه‌اش می‌پردازد. او با یافتن تکه‌ای گوشت، تخم‌مرغ، ذرت، سیب و... آنها را با دقت در آب حوض حیاط شسته و به آرامی زیر نور مهتاب می‌خورد.

توفیق اجباری حضور راکن گونه بومی آمریکا در شمال ایران به عنوان پستانداری همه چیز خوار که روز به روز در حال گسترش و افزایش است، نگرانی و هشدار کارشناسان درخصوص مطالعه و بررسی پیامدهای ازدیاد این جانور غیربومی را به همراه دارد؛ مساله‌ای که تاکنون با گذشت 8 سال از مشاهده اولین راکن ثبت شده در ایران همچنان در دست فراموشی است.

راکن(Procyon lotor)  پستاندار همه چیز خوار، شب گرد و بسیار سازش‌پذیری است که با داشتن ماسک روی صورت مو دم پشمالو با 5 تا 7 حلقه روی دم براحتی قابل تشخیص است. راکن میان سرخپوست‌های آمریکای شمالی به آروگون به معنی موجودی که با پنجه‌هایش چنگ می‌زند، معروف است.

این پستاندار 20 کیلویی همه چیز خوار بوده و از همه انواع مواد غذایی بخصوص میوه‌ها تغذیه می‌کند و برای پیدا کردن غذا می‌تواند حتی تا 250 کیلومتر هم مهاجرت کند. راکن‌ها با کمک حس بویایی و لامسه قوی براحتی لاروها، کرم‌ها و حتی ماهی‌های کوچک را شکار می‌کند و اگر آب در دسترس باشد، مواد غذایی را پیش از خوردن می‌شوید.

آنها همچنین آب بازی را بسیار دوست دارند به طوری که در شهرهای کالیفرنیا، اگر شیر آب خانه‌ای باز بماند، دور شیر آب جمع می‌شوند. راکن‌ها خیلی از آدم‌ها نمی‌ترسند و راحت دست آموز می‌شوند و در مناطق شهری یا روستاها در میان سقف شیروانی خانه‌ها لانه می‌سازند.

آنها با این که با هر آب و هوایی سازگارند و غذای مورد علاقه‌شان را پیدا می‌کنند، اما تعدادشان در دنیا زیاد نیست. راکن‌های ماده در یک‌سالگی توانایی زادو ولد پیدا می‌کنند، اما راکن‌های نر معمولا پس از پایان 2 سالگی به دنبال جفت می‌گردند.

مهم‌ترین ویژگی این حیوان کنجکاو، داشتن پنجه‌های قوی با حس لامسه فوق‌العاده زیاد است که از‌آن به طور اختصاصی برای گرفتن غذا و لمس کردن اشیاء و بالا رفتن از سطوح و شستن میوه‌ها استفاده می‌کند. پنجه‌های راکن برخلاف پنجه‌های گربه‌سانان جمع نمی‌شود، اما با این حال مانند میمون‌ها براحتی از درخت بالا می‌روند.

ردپای ایجاد شده توسط پنجه‌های این حیوان که مانند خرس کف‌رو بوده و جای پای آن شباهت بسیاری با جای پای انسان دارد از دیگر پستانداران قابل تشخیص است. راکن‌ها مانند خرس‌ها خواب زمستانی دارند و با آمدن پاییز و سرد شدن هوا، لانه‌ای را در سوراخ درختان انتخاب می‌کنند و تمام طول زمستان را در آن می‌گذرانند و در این مدت، نیمی از وزن بدنشان را از دست می‌دهند.

ورود راکن به ایران‌

بیشتر زیستگاه‌ها توسط گونه‌های زیادی اعم از گیاهی و جانوری، بومی و غیربومی اشغال شده است. چنانچه عامل دخالت انسان در محیط زیست در جابه‌جایی گونه‌ها را نادیده بگیریم، مهاجرت و نقل مکان در میان همه انواع موجودات زنده براساس تغییرات فصلی یا شبانه روزی، تخریب زیستگاه، جدایی‌ها و سرگردانی‌های تصادفی و... مشاهده می‌شود. این رفتارها در واقع نوعی سازش با محیط و وسیله‌ای برای بقای حیوان در برابر تغییرات به وجود آمده در اکوسیستم است.

از طرفی، این مهاجرت‌ها می‌تواند باعث ایجاد نوسانات و تغییرات در عوامل طبیعی در محیط جدید شده و گاهی در تقابل با موجودات بومی داخل زیستگاه و فعالیت‌های انسانی موجود در منطقه قرار بگیرد. راکن‌هایی که در مناطق شمال کشور وجود دارند نیز براساس عامل طبیعی و سرگردانی زیستگاه و نه به وسیله انسان، از طریق مناطق مرزی از جمهوری آذربایجان به ایران مهاجرت و نقل مکان کرده‌اند که از حدود سال 1380 براساس یافته‌های کارشناسان و شواهد مستند، حضور آنها به عنوان گونه غیربومی در نواحی مذکور تایید شده است.

مهندس هوشنگ ضیایی، متخصص و کارشناس حیات وحش در این خصوص می‌گوید: حدود سال 1930 با همکاری اداره محیط زیست‌ استان گیلان براساس عکسی که توسط یکی از بومیان محلی از حیوانی ناشناس در منطقه گرفته شده بود، جستجو در مورد حضور گونه جدید آغاز شد.
آن زمان گمان حضور نوعی سگ‌سان به نام راکن داگ را پیش‌بینی کردیم که پستاندار بومی مناطق سیبری بوده و مانند راکن روی صورتش ماسک دارد، اما برخلاف آن فاقد حلقه‌های روی دم است.

به این ترتیب با ادامه تحقیقات و بررسی‌های میدانی، گرفتن گزارش از افراد محلی و با مشاهده جای پای متعلق به راکن و دیگر شواهد موجود، مطمئن شدیم گونه ناخوانده، همان راکن است که از مرزهای آذربایجان، محل پرورش و تکثیر این جانور به آستارا آمده و کم‌کم در شهرهای شمالی، توالش و چند روستای دیگر پخش شده است.

وی درخصوص علت مهاجرت راکن‌ها می‌افزاید: درگذشته استفاده از پوست جانوران از جمله راکن برای تولید پوشاک رونق زیادی داشت، به طوری که سال 1980 در ایالات متحده، درآمد حاصل از  فروش پوست راکن 4 میلیون دلار بوده و هر کدام به مبلغ 25 دلار به فروش می‌رفته است. به این علت کشورهای بسیاری اقدام به پرورش و تکثیر راکن می‌کردند، اما با غیرقانونی اعلام شدن تکثیر و پرورش جانوران وحشی به منظور استفاده از پوست و گوشت آنها، فرهنگ استفاده از پوشاک تولید شده از پوست و خز حیوانات تبدیل به نوعی ضدارزش شده و در پی آن بازار پرورش راکن نیز از رونق افتاد، به طوری که سال 1990 میزان فروش پوست راکن از 4 میلیون دلار به یک میلیون و 400 هزار دلار کاهش یافت.

جمهوری آذربایجان نیز به عنوان یکی از مکان‌های پرورش راکن، با کم شدن ارزش اقتصادی آن اقدام به رهاسازی راکن‌ها در طبیعت کرد که تعدادی از آنها براساس انتخاب طبیعی و سرگردانی زیستگاه از حدود 20 سال پیش به ایران وارد شدند، اما حضور قطعی آنها در سال 1380 تایید و ثبت شد.» این پستاندار کنجکاو به دلیل ویژگی‌های رفتاری از جمله سازش‌پذیری بالا در محیط، همه چیز خوار بودن، خواب زمستانی و نداشتن صیاد توانسته بقای خود را بخوبی در شمال ایران از گذشته تا به امروز حفظ کرده و تکثیر پیدا کند. اما به گفته کارشناسان افزایش بیش از حد راکن به عنوان گونه غیربومی می‌تواند در صورت نبود بررسی‌های علمی و کارشناسی روی این جانور به منظور پیش‌بینی طرح‌های مدیریتی برای کنترل آن، آسیب‌هایی را در درازمدت روی حیات وحش بومی منطقه وارد کند.

این مساله در حالی است که مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست، اولویت‌ طرح‌های مدیریتی حیات وحش را روی گونه‌های در خطر انقراض متمرکز کرده‌اند و از اهمیت مطالعه گونه‌های غیربومی و اثرات سوء آن غافلند!

مهندس ضیایی در این باره می‌گوید: «راکن‌ها در آمریکا به وسیله شیرکوهی یا پوما شکار شده و جمعیتشان کنترل می‌شود، اما در شمال ایران حیوان گوشتخواری که بتواند از راکن تغذیه کند و تعداد آنها را در حد اعتدال نگه دارد، وجود ندارد. به علاوه چون راکن‌ها همه چیز خوارند، همواره موادغذایی مختلفی از انواع میوه‌ها، جوانه‌های گیاهان، ماهی و... در دسترس آنها وجود دارد و حتی در پاییز هم که مواد غذایی کم می‌شود آنها به خواب زمستانی می‌روند. بنابر این هیچ عامل طبیعی به جز بیماری هاری که می‌تواند راکن‌ها را از بین ببرد برای کنترل جمعیتشان وجود ندارد.

از این‌رو باید با مطالعات کارشناسی روی راکن‌ها، درخصوص نحوه مدیریت آنها تصمیم‌گیری کرد تا از  اثرات سوء این گونه غیربومی روی حیات وحش بومی از جمله کاهش تعداد پرندگان از طریق تغذیه تخم آنها به وسیله راکن و خسارات وارد شده به محصولات باغی و زراعی و ... جلوگیری به عمل آید.»

گونه‌های دردسرساز

در کنار عوامل تهدیدکننده تنوع زیستی از جمله انواع آلودگی‌ها، تخریب زیستگاه، تغییر کاربری اراضی کشاورزی، تبدیل اراضی به مناطق مسکونی، پاک تراشی جنگل‌ها، شکار بی‌رویه، بهره‌برداری ناپایدار از منابع طبیعی و ...، وارد کردن گونه‌های غیربومی یا جدید به اکوسیستم نیز می‌تواند خطرات بسیاری را برای محیط زیست طبیعی به همراه داشته باشد. به طوری که براساس تخمین اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی، عمده‌ترین عوامل انهدام گونه‌ها 67 درصد مربوط به تخریب زیستگاه؛ 37 درصد شکار بی‌رویه و 19 درصد نیز مربوط به معرفی گونه‌های جدید به محیط است.

وارد کردن گونه‌های غیربومی، چه گیاهی و چه جانوری، به صورت هدفمند و برای مقاصد اقتصادی، کنترل بیولوژیکی برخی از گونه‌های بومی زیاد شونده یا به طور اتفاقی و تصادفی انجام می‌گیرد. گونه‌های جدید غالبا به دلیل رقابت باگونه‌های بومی و همین طور آسیب‌پذیری سرشتی گونه‌های بومی می‌تواند اثرات نامطلوبی روی سایر گونه‌ها و کل اکوسیستم داشتند باشد.

گونه‌های وارد شده در صورت برخوردار نبودن از پشتوانه مطالعاتی اولیه، از طریق شکار، رقابت غذایی یا تخریب زیستگاه سایر گونه‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بسیاری از زیستگاه‌های حساس شناخته شده دنیا تحت تاثیر خطرات گونه‌های غیربومی قرار گرفته‌اند. از جمله رهاسازی  ماهی خاردار نیل به دریاچه‌های ویکتوریا، تانگانیکا و مالاوی در سال 1960 که برای بهبود صید تجاری این دریاچه‌ها صورت گرفت. اما این نمونه غیربومی باعث نابودی بیش از 40 گونه از 160 گونه بومی دریاچه‌ها شده، یا گونه‌های گیاهی جزیره‌ هاوایی بر اثر وارد کردن گونه‌های گیاهی وارداتی در معرض تخریب و انهدام قرار گرفته است به طوری که تمام اراضی واقع در زیر کمربند ارتفاعی 1650 متر، زیر کشت گیاهان وارداتی قرار دارد و در نتیجه بیش از 200 گونه بومی این جزیره نابود و 800 گونه دیگر نیز در خطر انقراض قرار دارند.

کشور ایران نیز از تاثیرات این گونه‌های وارداتی بی‌نصیب نبوده است. سرخس آزولا که در سال 1365 با هدف اقتصادی و به منظور تقویت حرفه برنجکاری توسط سازمان تحقیقات علمی و صنعتی از کشور فیلیپین به ایران وارد شد، امروز به یک مشکل زیست محیطی تبدیل شده است. به طوری که پس از گذشت چند سال اکثر مناطق آبگیر و زمین‌های کشاورزی استان گیلان بویژه تالاب بین‌المللی انزلی توسط این گیاه احاطه شده و باعث شده است تا اکثر گیاهان بومی این زیستگاه به دلیل خفگی نابود شوند.

اختلال در زنجیره غذایی اکوسیستم دریای خزر، تاثیر  اقتصادی بر ماهیان خاویاری با کاهش ماهیان سطح زی از جمله کیلکا، توسط گونه آبزی شانه‌دار ژله‌ای در دریای خزر، آلودگی و زیان‌‌های مالی ناشی از ورود موش‌های نروژی به شهر تهران، بهم ریختگی تعادل اکولوژیکی دریاچه‌های مهم کشور از جمله ارومیه، توسط آرتمیا یا میگوی آب شور و.... تنها بخشی از اثرات شناخته شده این گونه‌های وارداتی است و چه بسا تحولات ژنتیکی و زیستی دیگری نیز در آینده توسط این موجودات به اکوسیستم‌های بومی تحمیل خواهد شد.

با وجود تمام خطرات و مضرات گونه‌های غیربومی، وارد کردن گونه‌های جدید همواره دارای نتایج منفی نبوده و گاهی به دلیل برخورداری از بررسی‌ها و مطالعات کافی، موفقیت‌آمیز بوده است. معرفی برخی از ماهیان به دریاچه‌ها، وارد کردن کبک مجاری و قرقاول طوقدار و برخی گونه‌های قابل شکار در آمریکا، از موارد موفقیت‌آمیز در این زمینه بوده‌اند.

حال که توفیق اجباری حضور راکن به عنوان یک گونه غیربومی به طور تصادفی در زیستگاه‌های شمال کشور فراهم شده است، می‌توان تا زمان بهبود شرایط برای زیست این پستاندار در کنار جانوران بومی، با بررسی‌های علمی و برنامه‌ریزی مشخص برای مطالعه و کاهش اثرات آن، مسوولیت اخلاقی و علمی را در قبال این مهمان ناخوانده به عنوان گنجینه ژنتیکی به انجام رساند.

http://tarahomi.blogsky.com

شبنم ساهی پور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:22  توسط پرستو مهدیان  | 

پاندای غول پیکر خرس های سقید و سیاهی هستند که در خطر انقراض قرار دارند. این پستانداران دوست داشتنی، سری بزرگ و بدنی سنگین، چشمانی گرد و دمی کوتاه دارند. مردم چین پاندا را Da xiong mao می نامند که به معنی خرس عظیم الجثه است. پاندا در چین سمبل صلح است.  خرس کاملاً با خرس های دیگر متفاوت است. چشم های غیرمعمول گربه مانندی دارد و پنجه های جلویش یک انگشت شست در روبه رو دارد.

چشم ها
چشم های بیشتر خرس ها مردمک های گردی دارد. اما پاندای غول پیکر در این زمینه یک استثنا است که مردمک چشم هایش مثل چشم های گربه حالت یک شکاف عمودی را دارد. این چشم های غیرمعمول باعث شده چینی ها پاندا را "خرس گربه غول پیکر" بنامند. پاندا دید خیلی خوبی دارد.


رنگ
 رنگ سیاه وصله مانندی دور چشم ها، گوش ها، شانه ها، سینه، پاها (از بالای زانو تا مچ پا) و از مچ پا به پایین پانداهای غول پیکر سفید وجود دارد. این رنگ سیاه و سفید ممکن است که پاندا را در محیط سنگی و برفی از دیدها پنهان کند.


اندازه
بزرگ ترین پانداها تا تقریباً 250 پوند (115 کیلوگرم)، که در حدود وزن یک انسان درشت است رشد می کنند. آنها حدود 25/5 تا شش فوت (6/1 تا 8/1 متر) طول دارند. پاندای مذکر بزرگسال متوسط آن قدر رشد می کند که طول شانه هایش به سه پا (یک متر) و وزنش به حدود 180 پوند (80 کیلوگرم) برسد. طول دم پاندا حدود شش اینچ (16 سانتی متر) است. پانداهای نر بزرگ تر از ماده ها و تا 125 کیلوگرم می رسند در حالی که پانداهای ماده تا 110 کیلوگرم هستند. طول عمر آنها در باغ وحش تا 35 سال نیز می رسد. وزن بچه پاندا هنگام تولد، 141 گرم، درست اندازه یک قالب کره است. رنگ بدن او صورتی، کاملا بدون مو و نابیناست. به جز کیسه دارانی مثل کانگورو یا اپوسوم، بچه پاندا یکی از کوچک ترین نوزادان پستانداران است. بچه پاندا در 6 تا 7 هفته اول زندگی نمی توانند چشمان خود را باز کنند و تا سه ماهگی نمی توانند حرکت کنند. بچه پانداها 8 تا 9 ماه نیاز به مراقبت دارند و تا یک سالگی شیر مادر می خورند.


تغذیه
پانداها نسبت به همه خرس ها بخصوص ترین تغذیه را دارند. غذای آنها تقریباً به دو گونه بامبو (بامبوی چتری و بامبوی پیکانی شکل) محدود می شود.
پانداها تقریباً روزی 40 پوند یا 18 کیلوگرم غذا می خورند. بامبو مواد مغذی خیلی کمی دارد. حتی با این که پاندا این گیاه را می خورد، نمی تواند آن را خیلی خوب هضم کند و بیشتر بامبو هضم نشده از منطقه دستگاه گوارش می گذرد. پاندا باید 12 ساعت در روز بخورد تا مواد غذایی مورد نیاز به بدنش برسد. نای و معده پاندا حالت زمخت و سفتی دارد که در مقابل غذای سفت مقاوم است.

مشکلات دیگر تغذیه با بامبو
گیاهان بامبو تنها در مکان های اندکی رشد می کنند. این امر محدوده زندگی پانداها را به میزان خیلی زیادی محدود می کند.
-گونه های بامبو مرگ های دوره ای دارند. یعنی بعد از این که گل می دهند می میرند. بیشتر گیاهان یک ناحیه هم (همان بعد از گل دادن) همزمان می میرند. در گذشته هنگامی که این اتفاق رخ می داد، پانداها به ناحیه دیگری مهاجرت می کردند که بامبو هنوز گل می داد. با کاهش جنگل های بامبو در روزگار کنونی، پانداها دیگر این اختیار و آزادی را ندارند. این موضوع به گرسنگی های دوره ای در میان جمعیت های پاندای غول پیکر انجامیده. در باغ وحش ها و مراکز تغذیه، پانداها برنج، سیب و سیب زمینی های شیرین می خورند.


نحوه خوردن
پانداها معمولاً موقعی که در وضعیت عمودی نشسته اند، می خورند. با این شکل نشستن، آنها می توانند پنجه های جلویی شان را برای نگه داشتن غذایشان مورد استفاده قرار دهند. بعضی از مردم فکر می کنند که این جانوران درشت و سنگین وزن، بامزه و بی خطر هستند ولی حقیقت این است که آنها هم می توانند درست مثل بقیه خرس ها خطرناک باشند. اگر به غذا خوردن پانداها در باغ وحش نگاه کنید می بینید که آنها درست مثل آدم ها روی زمین می نشینند و ساقه های بامبو را در دست می گیرند و می خورند.

آنها دندان های آسیابی و آرواره هایی قوی برای خرد کردن بامبو دارند. 99 درصد غذای آنها را بامبو تشکیل می دهد. در حیات وحش علاوه بر آن از علف و جوندگان کوچک یا بچه آهو هم تغذیه می کنند ولی در باغ وحش ها علاوه بر بامبو از نیشکر، بیسکوئیت مخصوص با فیبر بالا، هویج سیب زمینی شیرین هم استفاده می کنند. پانداها نیاز به غذای زیادی دارند تا سیر شوند و روزانه 10 تا 20 کیلوگرم بامبو مصرف می کنند و برای این کار، آنها باید 10 تا 16 ساعت را هر روز مشغول خوردن باشند و بقیه ساعت ها را هم صرف خوابیدن و استراحت می کنند. بامبو حاوی 90 درصد آب است ولی پانداهای عظیم الجثه نیاز به آب بیشتری دارند و از آب رودخانه و دریاچه ها استفاده می کنند. وقتی بچه پاندا به دنیا می آید بسیار آسیب پذیر است اندازه او یک نهصدم اندازه مادر است.

خرس های پاندا بیشتر روز را به خوردن و خوابیدن و جست وجو برای غذا می گذرانند و برخلاف بقیه خرس ها به خواب زمستانی نمی روند. اگر جنگل های بامبو در کوه های چین همچنان رو به زوال بروند، پانداها این موجودات زیبا و دوست داشتنی دیگر جایی برای زندگی در حیات وحش نخواهند داشت. هنوز ابعاد مختلف زندگی این جانوران به خوبی شناخته نشده است و هر کشف جدیدی دانشمندان را در تلاششان برای حفظ این گونه کمیاب و نادر کمک خواهد کرد.

پنجه های پاندا
پنجه های جلویی پاندا خیلی غیرمعمولی است. این پنجه ها پنج انگشت چنگال دار به اضافه یک استخوان اضافی دارد که مثل یک شست روبرو کار می کند. این شست واقعاً یک انگشت نیست (مثل شست ما نیست). این شست بیشتر یک استخوان مچ بلند اضافه است که مثل یک شست کار می کند. پانداها این پنجه های ماهر و چالاک را برای قاپیدن غذایشان (بامبو و برگ ها) مورد استفاده قرار می دهند.


دندان ها
 از آنجایی که پانداها بیشتر وقتشان را صرف خوردن بامبویی که سفت و از نظر غذایی فقیر است می کنند، دندان ها و فک های قوی ای دارند که برای زنده ماندن آنها خیلی مهم است. پانداهای غول پیکر دندان های آسیای بزرگی دارند (دندان های آسیا دندان های صاف و مسطحی هستند که برای خرد کردن غذا مورد استفاده قرار می گیرند). آنها همچنین چند دندان تیز دارند که برای گاز گرفتن ساقه های بامبوی سفت مورد استفاده قرار می گیرند. پانداها 42 دندان دارند. آنها همچنین ماهیچه های فک قوی ای دارند که برای جویدن بامبوی سفت مناسب است.


 پوست
 پانداها پوشش پشمی روغنی خیلی ضخیمی دارند که آنها را در محل سکونت کوهستانی بارانی سردشان گرم نگه می دارد. پوشش آنها از دو نوع مو ساخته شده. یکی موهای زبر ضخیم و بلند است و دیگری یک پوشش خز متراکم نرم کوتاه تر است. این خز ضد آب است. گوش ها، چشم ها، پاها، پوزه و شانه این خرس عظیم الجثه با خز سیاه رنگی پوشیده شده و بقیه بدن او کاملا سفید است. به نظر می رسد رنگ بدنش به او کمک می کند تا خودش را در محیط برفی یا پر از صخره مناطق کوهستانی و جنگل ها مخفی کند. پوست ضخیم و پشمی، آنها را در این مناطق سرد، کاملا گرم نگه می دارد.

 

پانداها کوتاه قد بوده اند
نتایج بررسی های محققان امریکایی نشان می دهد که ابعاد خرس پاندا در دو میلیون سال قبل به اندازه نیمی از ابعاد کنونی اش بوده است. پژوهشگران دانشگاه آیووا با بررسی قدیمی ترین جمجمه گونه ای از خرس پاندا دریافتند که این گونه نسبت به پانداهای غول پیکری که در حال حاضر در جنوب چین زندگی می کند، بسیار کوچکتر بوده است.
این دانشمندان که نتایج تحقیقات خود را در مجله علمی "شرح مباحثات آکادمی علوم امریکا" منتشر کرده، در این خصوص اظهار داشته اند که این جمجه متعلق به خرس پاندایی است که در حدود دو میلیون سال قبل درچین می زیسته است.
این دانشمندان با بررسی فسیل های دندان و جمجمه این جانور که بین سال های 1985 تا 2002 کشف شده است دریافتند که گونه قدیمی پاندا اگرچه بسیار کوچک و کوتاه قد بوده، با وجود این شباهت بسیاری به گونه های امروزی داشته است.
بررسی فسیل دندان این جانور علائمی از جویدن های طولانی مدت را نشان می دهد که درحقیقت به خاطر تغذیه این پاندا از نی خیزران بوده است.
به اعتقاد این محققان، پانداها به دلیل رژیم غذایی گیاهی که دارند، یکی از شگفت انگیزترین و محبوب ترین گونه خرس ها بشمار می روند. بنظر می رسد که تکامل این جانور و تبدیل رژیم غذایی گوشتی آن به رژیم گیاهی، میلیون ها سال قبل اتفاق افتاده است که می تواند به دلیل ابعاد کوچک و قد کوتاه پاندا در آن دوره باشد. 

 

پراکنش
 پانداهای عظیم وحشی در مجموعه ای از چند کوه در چین غربی و مرکزی، اکثراً در ایالت سیشوان، شانکسی و گانسو زندگی می کنند. مسکن طبیعی پاندای غول پیکر سرزمین جنگلی کوهستانی ابری، بارانی و مرطوب است. جایی که گیاه بامبو در آن رشد می کند. پانداهای غول پیکر در جنگل های معتدل با گیاهان همیشه بهار و گیاهانی که در زمستان برگشان می ریزد، در ارتفاع بین 3000 و 10500 پایی (900 تا 3200 متری) و در ارتفاعات پایین مناطق سرد و کوهستانی (خط مفروظی که بالای ان هیچ درختی رشد نمی کند) پیدا می شوند. پانداها عادت داشتند که در ارتفاعات پایین تر هم زندگی کنند، اما با توسعه کشاورزی و سرزمین های محل سکونت انسان، پانداها به بالا به داخل کوهستان ها رانده شدند.


تعداد
پانداهای غول پیکر گونه های در خطری هستند که تعدادشان به تدریج که مسکن زندگی شان ویران می شود، کم می شود. تقریباً 1000 تا 1500 پاندا در حیات وحش (در چین) زندگی می کنند. حدود 120 پاندا هم در باغ وحش ها و مراکز پرورش در سراسر جهان زندگی می کنند. این گونه ها بسیار آسیب پذیرند و به خاطر انسان ها در معرض انقراض قرار دارند.
به خاطر ویرانی مسکن طبیعی یا محل سکونت پانداها، آنها در یک سری از محدوده های گسسته و جدا زندگی می کنند. در نتیجه شش جمعیت جدا از هم پانداها زندگی می کنند که نژادشان با هم مخلوط نشده است.

 
رفتار اجتماعی
 پانداهای غول پیکر اکثراً خجالتی و منزوی هستند. آنها در بیشتر مدت حیاتشان تنها زندگی می کنند. یک گروه کوچک از پانداها ممکن است در یک منطقه بزرگ پخش شوند و معمولاً تنها هنگام تولید مثل همدیگر را ببینند. دانشمندان خیلی زیاد درباره این جانور نمی دانند. شواهد دقیقی درباره طول عمر پاندای غول پیکر در جهان وحش وجود ندارد. اما دانشمندان چینی گزارش می کنند که بعضی از پانداها در باغ وحش ها تا 35 سالگی زندگی کرده اند. بیشتر جانوران در حیات وحش مدت طولانی تری زندگی می کنند.


حرکت
پانداهای غول پیکر راه رفتنشان حالت غلتیدن و خرامیدن دارد. پانداهای غول پیکر مثل انسان و سایر خرس ها پاصاف هستند (هم کف پا و هم پاشنه و هم انگشتان در موقع راه رفتن زمین را لمس می کند). پانداها به خوبی از درختان بالا می روند. آنها پنجه های کوتاهشان را مورد استفاده قرار می دهند تا پوست درخت را بگیرند و بالا روند. بعضی وقت ها آنها بالای درخت چرت بعد از ظهر می زنند. بر خلاف بسیاری از خرس های دیگر، پانداها نمی توانند روی پاهای عقبی شان راه بروند.


زمستان خوابی
پانداهای غول پیکر اگر غذایشان در تمام طول سال در دسترسشان باشد، در زمستان به خواب نمی روند. همچنین بامبویی که می خورند آن قدر ارزش غذایی بالایی ندارد که برای زمستان چاقشان کند. در طول ماه های سرد زمستان، پانداهای غول پیکر به ارتفاعات پایین تر می روند که کمی گرم تر است. آنها همچنین در پناه درختان یا جاهای گود پناه می گیرند. در هر حال به نظر نمی رسد که پناهگاه های دایمی داشته باشند.

تولید مثل
پانداها نسبت تولید مثل خیلی پایینی دارند که در کاهش تعداد آنها مؤثر بوده است. پانداهای غول پیکر مؤنث و مذکر در فصل بهار جفت گیری می کنند و با صدا و بو یکدیگر را جذب می کنند. مؤنث ها بین 95 تا 160 روز بعد از جفت گیری بچه شان را به دنیا می آورند. آنها توله هایشان را در پناهگاه هایی که در زمین حفر می کنند نگه داری می کنند. یکی دو توله متولد می شود اما معمولاً یک توله زنده می ماند.


بچه پانداها
توله پانداها، کوچک، سفید، کور و بدون پوشش خز هستند و در هنگام تولد ناتوان هستند. به استثنای جانوران کیسه دار (کانگوروها و ...) توله های پاندای غول پیکر کوچک ترین پستانداران تازه متولد شده هستند. وزن آنها هنگام تولد چهار تا شش اونس (85 تا 140 گرم) است که سبک تر از وزن یک سیب است.
مثل بچه تازه متولد شده انسان، توله پاندا موقعی که گرسنه است یا نیاز به توجه مادر دارد گریه می کند. پوششی که در بزرگی پاندا رنگ می گیرد، حدود یک ماه بعد از تولد به وجود می آید. چشمان توله در شش تا هفت هفتگی باز می شود. آنها حدود سه ماه بعد از تولد مادرشان را دنبال می کنند. پانداها خوردن بامبو را در حدود شش ماهگی شروع می کنند و در حدود نه ماهگی توسط مادر از شیر گرفته می شوند. توله ها خیلی آهسته رشد می کنند. آنها برای یک تا دو سال با مادرشان می مانند و در دو تا چهار سال به طول کامل رشد می کنند.


شکارچیان پانداها
انسان ها بزرگ ترین دشمن پاندای غول پیکر هستند. شکارچیان، دزدکی پانداهای غول پیکر را برای کندن پوستشان شکار می کنند و این پوست را می فروشند. همچنین بعضی وقت ها پلنگ ها توله پانداها را می کشند.


بی اساس بودن نگرانی نسبت به خطر انقراض پاندا 

 تحقیقات تازه حاکی است که نگرانی ها در این زمینه که پاندای بزرگ چین در آستانه انقراض قرار دارد احتمالا بی پایه است. به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز، به نقل از بی بی سی، دانشمندان معتقدند که جمعیت پانداها در مطالعات و بررسی های قبلی کمتر از تعداد واقعی تخمین زده شده است و هم اکنون احتمالا حداکثر سه هزار پاندا در حیات وحش زیست می کند. آنها در شماره جاری نشریه "بیولوژی" می نویسند اگر تدابیر محافظتی جاری ادامه یابد می توان امیدوار بود که جمعیت پانداها در مناطق حفاظت شده حتی بیشتر شود. زیستگاه پانداها زمانی در سراسر چین پراکنده بود اما اکنون تنها به نواحی سرسبز کوهستانی این کشور محدود می شود. بقای این حیوان به آرمان جنبش حفاظت از محیط زیست بدل شده و باعث جلب توجه جهانی شده است. پانداهای بزرگ اکنون مدت های مدید است که در اثر شکار غیرقانونی و همچنین قطع درختان جنگل تهدید می شوند و جمعیت آنها در دهه 1980 درپی نابودی گسترده جنگل های خیزران متحمل ضربه شدیدی شد. شمار آنها در طبیعت در حدود هزار عدد رقم زده می شد اما ماهیت فراًر و محتاط این حیوان انجام یک سرشماری دقیق را مشکل کرده است. مطالعات قبلی با استفاده از شیوه های متعارف انجام می شد اما محققان چینی و بریتانیایی این بار با استفاده از یک تکنیک پیشرفته و تحلیل دی اِن اِی به دست آمده از مدفوع پانداها به مطالعه جمعیت آن پرداخته اند. نتایج دال بر آن است که هم اکنون در حدود 66 پاندا در یک مرکز مهم تحت حفاظت پانداها موسوم به وانگلانگ در استان سیچوان زیست می کنند که دو برابر رقمی است که در مطالعه سال 1998 تخمین زده شده بود. این مطالعه همچنین شواهدی فراهم می کند دایر بر اینکه جمعیت پانداهای این زیستگاه در این دوره از لحاظ ژنتیکی آسیبی ندیده است؛ یعنی هیچ شاهدی وجود ندارد که نشان دهد آنها در اثر جفتگیری درون خانوادگی دچار ضعف تنوع ژنتیکی شده اند به طوری که بقای آنها در درازمدت در خطر باشد. پژوهشگران در شماره جاری "بیولوژی" نوشتند: "بنابراین به نظر می رسد که در صورت حل مساله حفاظت زیستگاهی، اتخاذ تدابیر اجتماعی-اقتصادی در سطح بومی و نظارت جمعیتی، شمار پاندای بزرگ در وانگلانگ توانایی بالقوه برای بهبود را دارد." آنها براساس یافته های وانگلانگ تخمین زدند که محتمل است 2500 تا 3000 پاندای بزرگ در سراسر چین وجود داشته باشد. آنها می افزایند که این خبری خوب برای آینده این حیوان است البته تا زمانی که ممنوعیت دولتی بر شکار و قطع جنگل در زیستگاه های پاندای بزرگ برقرار باشد


تکامل پانداها
به نظر می رسد که پاندای غول پیکر در آخر دوره پلیوسن یا اول پلیستوسن، تقریباً دو تا سه میلیون سال قبل تکامل یافته باشد. در طول این دوره ها، پاندای غول پیکر در سراسر چین جنوبی گسترش یافته. فسیل های پاندا در چین شرقی (در حدود شهر پکن کنونی)، برمه و ویتنام پیدا شده.


رده بندی
پاندا جانوری پستاندار است (جانوری خونگرم با مو و غدد مربوط به پستانداران). پاندای عظیم الجثه یک خرس واقعی در نظر گرفته می شود (قبل از مطالعات ژنتیکی جدید، تصور می شده که پاندا عضو خانواده راکون باشد).

 

Pandas

 

منابع:

 

http://tarahomi.blogsky.com//

 

شبنم ساهی پور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:15  توسط پرستو مهدیان  | 

ظرف نيم قرن اخير 14 هزار هكتار از پوشش عرصه هاي جنگلي محو گرديده، تغيير كاربري يافته و اين روند با افزايشي سالانه ادامه داردبراثر افزايش و تمركز جمعيت و نيز بهره برداري چند شكلي و يك سويه (بدون جبران يا برگرداندن آنچه از طبيعت برداشته شده)، ظرف نيم قرن اخير، نيمي از جنگل هاي باقي مانده امروزي به وضعيت مخروبه تبديل شده اند و سالانه 14 هزار هكتار از پوشش عرصه هاي جنگلي محو گرديده، تغيير كاربري يافته و اين روند همچنان با افزايشي سالانه ادامه دارداين اراضي اغلب از مالكيت دولت خارج مي شوند و تا زمان بسيار طولاني صدور ر اي و بازپس گيري، مشمول مرور زمان مي شود. گرچه تلاش جان بركفان حفاظت از منابع طبيعي و محيط زيست، كه ظرف سالهاي اخير به طور متوسط سالانه 21 نفر از آنان مورد ضرب و شتم و حتي شهادت قرار مي گيرند، اما تأثير اين ممانعت ها در برابر شدت هجوم ها قابل قياس نيست. در شمال كشور، سالانه 15 تا 25 تن در هكتار فرسايش و شست وشوي خاك وجود دارد، در حالي كه براي تشكيل هر 25 ميلي متر خاك حداقل 300 سال وقت لازم است. بهره برداري بي رويه از گياهان دارويي در جنگل ها و مراتع براي صدور آنها، بهره برداري بي رويه از معادن سنگ، پوك شدن خاك و در نتيجه رانش هاي وسيع در اين اراضي، مديريت نامشخص آبخيزها و رودخانه ها، برداشت بي رويه شن و ماسه و به هم خوردن شكل طبيعي رژيم هيدروليك رودخانه، حذف گونه هاي گياهي و جانوري در معرض خطر، مكان يابي ناقص و اشتباه مسير جاده و ابنيه فني، ايجاد برش و قطعه قطعه كردن اكوسيستم هاي يك پارچه حياتي موجب مي شوند تا سرمايه هاي ملي، فرصت هاي توليد، امكانات و نعمات خدادادي مشمول هشدار حق تعالي در قرآن كريم شوند و به نمادهاي تهديد نسل حاضر و نسل هاي بعدي جلوه گري نمايند.به هر حال از آنجا كه جبران اين صدمات در كوتاه مدت و حتي برخي موارد در درازمدت هم مقدر نمي باشد، شايسته است پيشنهادات زير مورد توجه و اقدام قرارگيرند.

1. شورايعالي حفاظت محيط  هاي طبيعي تحت مديريت استانداري هاي شمال كشور و مركب از دستگاه هاي نامبرده ذيل به صورت نهاد رسمي و داراي رأي قابل اجرا شكل گيرد تا نسبت به تدوين و ارائه طرح ها به شورايعالي محيط زيست كشور اقدام نمايد. تركيب پيشنهادي: استانداري،2. سازمان مديريت و برنامه ريزي،3. معاونت سازمان جنگلها و مراتع در شمال،4. اداره كل منابع طبيعي استان،5. اداره كل حفاظت محيط زيست استان،6. سازمان جهاد كشاورزي،7. دانشكده هاي منابع طبيعي،8. مركز تحقيقات منابع طبيعي،9. مركز تحقيقات درياي خزر،10. شركت آب منطقه اي،11. دانشگاه علوم پزشكي،12. مركز تحقيقات شيلات.

13. كليه طرح هاي توسعه اي استان با محوريت بخش كشاورزي و اصلي  ترين زير بخش آن،14. يعني منابع طبيعي و محيط زيست،15. شكل گيرند. از آنجايي كه كشاورزي پايدار تنها در بستر آبخيزها و محيط هاي طبيعي و متعادل قابل دستيابي است،16. حفاظت از منابع آب،17. خاك،18. گونه هاي گياهي و جانوري محور تمام برنامه ها و طرح ها قرار گيرد.

19. - طرح تفصيلي آمايش سرزمين در مقياس كاربردي و داراي سامانه و فناوري،20. به روز رساني اطلاعات منابع تهيه و به تأييد مراجع ذيربط برسد.

21. تصميمات محوري و فراگير توسط مراجع ذيربط اعم از دستگاه هاي متبوع قواي مختلف كه به نوعي به منابع طبيعي و محيط زيست ارتباط مي يابد،22. منوط به انطباق با طرح تفصيلي آمايش سرزمين شمال كشور،23. مبتني بر توسعه پايدار مصوب شورايعالي محيط زيست كشور باشد.

24. به رغم اهداف مثبت تصميم گيرندگان،25. در امر خطير واگذاري اراضي به اشخاص ملاحظات غيرفني و سوء استفاده هاي بعدي آن خسارت هاي جبران ناپذيري به انفال وارد نموده است. لذا براي پرهيز از تكرار اين واقعه برنامه هاي خود اشتغالي و واگذاري يا در اختيار گذاشتن اراضي در چارچوب طرح تفصيلي آمايش سرزمين شكل گيرند.

6.در كشورهاي صاحب جنگل هاي مشابه خزر كه با مسايل اجتماعي نظير آنچه در اين خطه حاكم است روبه رو بوده اند، تجربه هاي كارآمدي بجا مانده است. آنها اين اكوسيستم ها را ويژه توليد محصولات منابع طبيعي و اكوتوريسم تعيين نموده و لذا در يك برنامه ميان مدت همه فعاليت هاي متضاد با آن به ساير كاربري ها منتقل و تبديل شده است. اتخاذ اين راهبرد نيز مي تواند در جهت دهي برنامه هاي مذكور مفيد واقع شود.

7.يكي از مهم ترين مباني مديريت مناسب بر اين جنگل ها وجود اطلاعات دقيق، روزآمد و فرآيند پردازش اطلاعات و استخراج راهكار اصلاح روش هاي مديريت از طريق پژوهش هاي كاربردي است. در اين راستا اولين گام وجود نقشه هاي مقياس مناسب براي ثبت مالكيت و حاكميت بر منابع، اثبات تخلفات، تجاوزات و تغيير كاربري ها با قابليت تكرار، تصحيح و روزآمد كردن آن است. مديريت حفاظت و توليد جنگل ها از طريق پايش مجهز به فناوري اطلاعات زميني و ماهواره اي با آماربرداري هاي سراسري با تناوب ده ساله قابل حصول است. با توجه به اينكه مديريت يكپارچه بر فرآيندهاي گسترده و متنوع اطلاعات در حوزه وظايف، امكانات و اعتبارات سازمان جنگل ها نمي گنجد و موافقت رئيس جمهوري كشورمان را براي مشاركت دستگاه هاي مرتبط در سطح دولت را مي طلبد.

8.نظر به اينكه مناسب ترين شيوه اشتغال زايي براي جمعيت هاي پراكنده، طرح هاي خرد و محلي است براي تهيه و تدوين طرح هاي جامع منابع طبيعي شامل: جنگلداري و طرح هاي چند منظوره الحاقي به آن نظير پرورش ماهي هاي سردآبي، پرورش كرم ابريشم، پرورش زنبور عسل، پرورش قارچ، پرورش پرندگان وحشي، جوجه كشي و مرغ محلي، قالي و جاجيم بافي، صنايع دستي، سبد بافي، زراعت چوب و درختان سريع الرشد و غيره با حمايت و ارائه تسهيلات بانكي مناسب مساعدت شود تا بدين ترتيب هم دانش آموختگان دانشگاهي جوياي كار و هم جوانان روستايي و شهرك هاي همجوار جنگل از اشتغال مناسب بهره مند شوند.

9. تمامي دستگاه  ها، نهادها، شركتها يا افرادي كه براي فعاليت خود از منابع طبيعي، آب و خاك استفاده مي كنند موظف باشند ارزش طبيعي آن را كه معادل ريال به آنها اعلام مي شود به دولت پرداخت نمايند تا در زمينه احياء و بازسازي و جبران ضايعات وارده از ناحيه همان نوع فعاليت مصرف گردد.

10. استقرار صنايع در شمال كشور منوط به سازگاري آن با محيط هاي طبيعي و در خدمت مستقيم بخش كشاورزي باشد.

11. براي رفع مشكلات اجرايي طرح «صيانت از جنگل هاي شمال» تمهيدات لازم انديشيده شود، اين طرح با تمامي ابعاد با سرعت هر چه بيشتر به جريان درآيد و دستگاه هاي متعهد، تعهدات تعريف شده را به عمل رسانند.

12.به رغم صدور دستور برخورد با قاچاقچيان، متخلفين و متجاوزين به منابع طبيعي و محيط زيست توسط رده هاي عالي قواي مجريه و قضاييه مشكلات همچنان جاري است. تأكيد بيشتر براي بررسي و رفع علت يا علت ها بسيار كارساز خواهد بود.

13.شبكه حفاظت محيط هاي طبيعي با همكاري  سازمان يافته فرمانداري ها، شوراهاي اسلامي، بسيج، سپاه، نيروي انتظامي و هماهنگي سازمان جنگلها و مراتع و محيط زيست سازماندهي شود.

14. تشكل هاي زيست محيطي و منابع طبيعي غيردولتي ذي صلاح براي پشتيباني فرهنگي و بسيج كردن مردم مورد تقويت و حمايت قرارگيرند.

اسماعيل كاظمي
رئيس هيأت مديره جامعه جنگلباني ايران- مازندران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:32  توسط پرستو مهدیان  | 

دستكاري ژنتيك، روشي جسورانه و خلاقانه است كه بشر براي چيرگي بر محدوديت‌هاي طبيعي ابداع كرده است. اما همين روش خلاقانه اگر به نظم و قاعده درنيايد فاجعه به بار مي‌آورد.چندي پيش رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست خبر از رهاسازي برنج تراريخته پيش از آزمايش ريسك و تأييد اين سازمان داد.اين رهاسازي در حالي انجام شده است كه ايران مسئوليت دبيرخانه ايمني زيستي را برعهده دارد. در اين شرايط نبود هيچ‌گونه نظارت بر اين گونه فعاليت ها  بسيار نگران كننده است.دنيايي را تصور كنيد كه در آن به جاي يك ميليون و 500 هزار گونه گياهي و جانوري كه تاكنون كشف شده و ميليون‌ها گونة ديگر كه در انتظار كشف شدن هستند، از هر گونة حياتي تنها چند ابرگونه وجود داشته باشد. در اين دنيا احتمالاً رژيم غذايي همه مردم دنيا شباهت بسيار زيادي به هم پيدا مي‌كند. گياهان باغچه‌ها هم همين‌طور. چشم‌انداز جنگل‌ها و حيات‌وحش نيز در سرتاسر آن يكسان است و ديگر نمي‌توان اميدي به كشف تركيبات شيميايي تازه از گياهان متنوع بست. بي‌گمان چنين دنيايي بسيار كسل‌كننده و يكنواخت خواهد بود.شايد اين تصوير بسيار بعيد و دور از حقيقت باشد. اما نظر كوتاهي به گذشتة نزديك حكايت از واقعيت ديگري مي‌كند كه پيدايش حفره‌اي به وسعت قاره آمريكا در لاية ازون توسط انسان تنها يكي از مصداق‌هاي آن است. بسياري از اين تغييرات گسترده و ناخوشايند در كسر بسيار كوچكي از تاريخ حيات و در جزء بسيار كوچكتري از تاريخ پيدايش انسان بر سطح كره زمين روي داده است.دستكاري ژنتيك، روشي جسورانه و خلاقانه است كه بشر براي چيرگي بر محدوديت‌هاي طبيعي ابداع كرده است، اما همين روش خلاقانه اگر به نظم و قاعده درنيايد فاجعه به بار مي‌آورد. از اين رو نمايندگان بيش از 130 كشور در 24-29 ژانويه 2000 در مونترال تحت عنوان كنوانسيون گوناگوني زيستي گرد آمدند تا بر پروتكلي درباره ايمني‌زيستي توافق كنند. اين پروتكل حاكم بر بازرگاني بين‌الملل در زمينه زيست‌ساختارهاي دستكاري شده است و هدف آن كنترل و كاهش خطرات استفاده و تجارت چنين محصولاتي در دنياست.ايران در بهمن سال گذشته اين پروتكل را امضا كرد تا خود را از خطرات ياد شده مصون دارد. اما اين بار هم فاصله قانون تا اجراي آن، ضربة ديگري بر پيكر زخم‌خورده محيط زيست ايران وارد كرد.چندي پيش رئيس سازمان حفاظت محيط زيست خبر از واردات مواد خوراكي به كشور داد كه در برخي موارد اين مواد دستكاري ژنتيكي شده‌اند. واعظ‌جوادي گفت: متأسفانه هم‌اكنون در اين زمينه هيچ نظارتي وجود ندارد.ممكن است اين پرسش پيش بيايد كه چگونه اين مواد محيط زيست را به خطر مي‌اندازد. پاسخ ساده است: از طريق وارد شدن اين گونه‌هاي مقاوم به محيط زيست طبيعي، رقابت غذايي و نهايتاً نابودي گونه‌هاي بومي. اين همان بلايي است كه بر سر بسياري از گونه‌هاي ماهي آب شيرين آمده است. مردم ماهي‌هاي شب‌عيد را در نهرها و رودخانه‌ها رها مي‌كنند. اين گونه‌هاي مقاوم در رقابت غذايي با گونه‌هاي بومي قرار مي‌گيرند. برنده اين رقابت، رقيبان وارداتي هستند.به‌نظر مي‌رسد خطر ورود محصولات دستكاري‌شده ژنتيك به طبيعت به‌خصوص در گونه‌هاي گياهي كه كنترل آنها دشوارتر است، بيشتر باشد. از اين رو، خبر رهاسازي برنج تراريخته پيش از آزمايش ريسك و تأييد سازمان محيط زيست، بسيار نگران‌كننده است. اين خبر ناخوشايند را دكتر فاطمه واعظ جوادي داد و در ادامه اظهار داشت: در صورتي كه مجري اين طرح نسبت به اين امر اقدام كرده باشد، خلاف قانون رفتار كرده است. در برنج تراريخته باكتري BT را وارد برنج طارم كرده و آن را به آفت كرم ساقه‌خوار مقاوم كرده‌اند.جالب اين‌جاست كه چنين اتفاقي در كشوري مي‌افتد كه هم‌اكنون مسئوليت دبيرخانه ايمني زيستي را برعهده دارد و به‌رغم آن كه از مجري طرح برنج تراريخته خواسته شده تا مستندات اين طرح را براي سازمان حفاظت از محيط زيست ارسال كند، تنها به ارائه مستندات ناقص بسنده شده كه تازه همان هم بر مبناي چند مقاله‌اي بوده است كه مربوط به برنج ارائه شده توليدكننده نيست. اين در حالي است كه براي اين گونه خاص از برنج بايد تمامي آزمايشات جهت رهاسازي به صورت مجدد صورت گرفته و مستندات به سازمان ارسال مي‌شد.فاطمه واعظ‌جوادي اضافه مي‌كند: انسان دانه برنج را مصرف مي‌كند، اما اين كه چه بر سر ساقه اين برنج كه مي‌تواند كرم ساقه‌خوار را از بين ببرد مي‌آيد و تأثير آن بر ميكروارگانيسم‌ها و ساير موجودات چيست سؤالي است كه سازمان حفاظت محيط زيست دارد. رئيس سازمان حفاظت محيط زيست افزود: سازمان حفاظت محيط زيست همچنين اين نگراني را دارد كه اكوسيستم خاك و موجودات و نيز حشرات به عنوان سيكل دوم و پرندگاني كه اين حشرات را مي‌خورند به عنوان سيكل سوم و دام و طيور و انسان در سيكل‌هاي بعدي چه ضررهايي مي‌بينند. وي با اشاره به اين كه مجري طرح مستندات انساني برنج تراريخته را نيز ارايه نكرده است، گفت: حتي از مجري طرح خواسته شده نمونه‌اي از خود برنج را در اختيار سازمان محيط زيست قرار دهد كه مجري، اين كار را نيز انجام نداده است. نيازي به يادآوري نيست كه ورود ناخواسته اين گونه جديد چه عواقب وخيمي در پي خواهد داشت. پيوستن به قراردادهاي جهاني نظير پروتكل كارتگنا و تدوين قوانين ملي نظير قانون ملي ايمني زيستي كه در انتظار تدوين و تصويب آن هستيم، نيز علي‌القاعده بايد نتايج عملي در كنترل اين‌گونه خطرات داشته باشد.به خاطر داشته باشيم كه همبست اشكال زيستي و همكنشي آنها با هم و با زيست‌بوم است كه زمين را يگانه مكان قابل‌سكونت براي انسان ساخته و شمار بسياري از كالاها و خدماتي را كه زندگي ما انسان‌ها بستگي به آن دارد، تأمين مي‌كند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:30  توسط پرستو مهدیان  | 

چوب بكاريد، اكسيژن درو كنيد

جنگل" ها را "شش" هاي زمين مي دانند و گياهان بيش از 40 درصد اكسيژن مورد نياز موجودات زنده را تأمين مي كنند. اما با همه اهميت درخت و گياه، روز به روز "شش" هاي زمين بيشتر زخمي مي شود.اگر چه آمار دقيقي در زمينه قطع درختان و قاچاق چوب در دسترس نيست اما گفته مي شود سالانه بيش از 2 ميليون مترمكعب چوب از جنگلهاي كشور قاچاق مي شود. اين در حالي است كه ارزش جنگل تنها به چوب نيست؛ با نابودي هر هكتار جنگل، زمين سالانه از 2/5 ميليون تن اكسيژن محروم مي شود.




بزرگترين نقش جنگلها و گياهان - علاوه بر تأمين مواد غذايي گياهخواران، انسانها و نيز ارزشهاي مادي و معنوي نظير چوب و كاغذ، مبارزه با آلودگي محيط و فرسايشهاي آبي و بادي و ايجاد محيطهاي تفريحي، تعديل آب و هوا و...- دريافت انرژي حرارتي خورشيد به هنگام كربن گيري و تبديل آن به انرژي شيميايي است كه اصولاً حياتي كه در كره زمين وجود دارد ناشي از همين واكنشهاست.
كارشناسان ثابت كرده اند كه مقدار برف و باراني كه در نقطه اي جنگلي و معتدل تبخير مي شود و مجدداً به هوا باز مي گردد قابل مقايسه با منطقه غير جنگلي نيست زيرا در زمينهاي فاقد جنگل، مقدار زيادي از باران به دليل گرما و كمي رطوبت هوا، قبل از فرو رفتن در زمين يا جاري شدن به سوي رودخانه ها، تبخير شده و به هوا بازمي گردد اما درصد تبخير در زمينهاي جنگلي، به دليل خنكي هوا و بالا بودن ميزان رطوبت بسيار كمتر از مناطق غير جنگلي است به طوري كه ميزان تبخير در زمينهاي بدون جنگل سه برابر بيشتر از مناطق جنگلي پهن برگ است.جنگل علاوه بر ارزشهايي كه براي آن ذكر شد به لحاظ رويشي نيز بسيار ارزشمند است، در حال حاضر سطح جنگلهاي شمال كشور يك ميليون و 850 هزار هكتار برآورد شده كه اگر رويش آنها به طور متوسط سالي 3 مترمكعب فرض شود و ارزش هر متر مكعب 40 هزار تومان باشد سالانه رقمي معادل 2 هزار و 220 تريليون تومان از رويش جنگلهاي شمال به دست مي آيد.
اهميت جنگل را نمي توان از لحاظ سطح توليد چوب، تعديل دماي هوا، تفرجگاه و محل استراحت مردم خسته از زندگي ماشيني، ذخيره آبهاي زيرزميني، مبارزه با فرسايش، مبارزه با آلودگيهاي زيست محيطي و حتي تأمين اشتغال و ايجاد هماهنگي اقتصادي ناديده گرفت. براساس مطالعات محققان ارزش زيست محيطي جنگلها 400 برابر ارزش آنها در توليد چوب است.
با اين همه فوايد جنگل و تلاش متوليان منابع طبيعي، هنوز صداي دلخراش اره هاي برقي از دل جنگلها به گوش مي رسد!
براساس مطالعات كارشناسان محيط زيست، مساحت جنگلهاي كشور از 4/18 ميليون هكتار در سه دهه گذشته به 2/14ميليون هكتار رسيده است و سازمان حفاظت محيط زيست به استناد عكسهاي ماهواره اي رقم 22 درصد تخريب جنگلهاي شمال را هشدار داده است.




بر اساس اين آمار سطح جنگلهاي كشور در سال 1974 ميلادي حدود 2 ميليون و 640 هزار هكتار بوده كه در سال 2002 به حدود 2 ميليون و 50 هزار هكتار رسيده است. البته مدير كل فني جنگلهاي شمال چنين آماري را قبول نكرده و مي گويد: براساس اطلاعات ما در سال 1335، سطح جنگلهاي كشور 2 ميليون و 800 هزار هكتار بوده كه در سال 1345 به يك ميليون و 980 هزار هكتار رسيده و در سال 73 اين رقم به يك ميليون و 850 هزار هكتار كاهش يافته ضمن اينكه بهره برداري از جنگلهاي شمال طي ده سال گذشته از 2 ميليون و 200 هزار متر به كمتر از يك ميليون مترمكعب رسيده و 50 درصد كاهش داشته است.
اينكه كدام آمار درست است، كارشناسان بررسي مي كنند، اما آنچه مشهود است كاهش سطح جنگلها و قاچاق چوب مي باشد كه وجود دارد و تخريبهاي صورت گرفته در جنگل از طريق چراي دام، فروش اراضي جنگلي اطراف آزادراه تهران- شمال، و از جمله پاك تراشي چهار هكتار جنگل در كلاردشت و ديگر تخريبها توسط نهادهاي دولتي و سازمانهاست.

"معدن" و "زباله" به كمك تخريب جنگل آمدند!
از سوي ديگر وجود معادن پراكنده در سطح جنگلهاي شمال و اكتشاف و بهره برداري از آنها با استفاده از وسايل سنگين، آسيب بيشتري به سطح جنگلهاي شمال مي زند.
معاون فني جنگلهاي شمال در اين باره مي گويد: در سالهاي اخير قوانيني براي بهره برداري از معادن جنگل تصويب نشده كه مغاير قانون حفاظت جنگل است و عده اي هم براي اخذ مجوزهاي اكتشاف پافشاري مي كنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 14:49  توسط پرستو مهدیان  | 

Офигительные фото животных

Офигительные фото животных

Офигительные фото животных

Офигительные фото животных


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:18  توسط پرستو مهدیان  | 

Офигительные фото животных

 

Офигительные фото животных

Офигительные фото животных

 Офигительные фото животных


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:14  توسط پرستو مهدیان  | 

آبادان

موقيت جغرافيايي آبادان:

 

طول جزيره آبادان 64 كيلومتر و عرض آن از 3 تا 20 كيلومتر و نقاطي با ارتفاع و متغير ميان صفر تا 5 متر از سطح دريا دارد.شهر آبادان در 48 درجه و 17 دقيقه شرقي و 30 درجه و 20 دقيقه عرض شمالي استوا قرار دارد.

 

آبادان در طول دو هزار سال گذشته،همواره آباد و متمدن بوده است و در هر دوره اي از تاريخ باستاني ايران نامي به خود گرفته است در دوره اساطيري و افسانه‌اي بنام(ميسان)بوده.

در دوره ايلامي-هخامنشي اين جزيره به نامهاي مسنه و خاراكس خوانده مي شد.

عصر اشكاني تا زمان اردشير بابكان ساساني اين شهر به نامهاي آنتيوح،آلكساندر،تيگريماه،اسكندريه انطاكيه،هارك،خارك اسپاسينو ناميده مي شد،كه به صورت مركز استراتژيك نظامي و اقتصادي و بازرگاني دريايي شمال خليج فارس در آورده و با ضرب سكه هاي مخصوص بيش از سيصد  سال بر منطقه آبادان،خرمشهر و حوالي بصره و كويت حكمراني نمودند.

اردشير با قتل بندو،آخرين پادشاه دولت مستقا آبادان،نام آن را نيز تغيير داد و در دوره ساساني به آن استاذآباد اردشير يا كرخ ميسان مي گفتند و پايگاه تجاري بازرگانان چيني ،هندي،عرب و روم بوده است.

آبادان در دوره اسلامي (عبادان)ناميده مي شد و در روايتهاي محلي و مذهبي جزيره الخضر نام داشته است.

نام عبادان از ((عباد))(پرهيزكار) گرفته شده است.نام باستاني اوپاتان كه به معناي مرزداران دريايي است نيز گفته اند.((اوپاتان))(او =آب و پاتان از مصدر پاييدن)(بطليموس)معروف به پدر جغرافيا در سده 2 ميلادي و (مارسيان)جغرافي دان سده 4 ميلادي به ترتيب نامهاي آپفانا و آپفادانا را براي آبادان بكار برده اند.

 

برخي از اماكن مهم آبادان:

قدمگاه خضر نبي(ص): بقعه خضر نبي(ص)در 7 كيلومتري آبادان واقع شده است.اين بقعه در سال 920 هجري بنا شده و يكي از زيارتگاههاي مهم آبادان بشمار مي رود.در بالاي گنبد بقعه لنگري نصب شده كه اهل محل مي گويند مربوط به كشتي خضر بوده و به عنوان تبرك حفظ شده است.

 

كليساي ارامنه:در سالهاي قبل از 1337 خورشيدي دبيرستاني براي تحصيل دانش آموزان ارامنه با نام ادب ساخته شد و در اين سال نيز كليسايي توسط ارامنه در كنار دبيرستان مذكور بنا گرديد.كليسا با مسجد امام موسي بن جعفر(ع) همجوار است.در سال 1340 واقف زمين مسجد(آقاي بهبهاني)تعدادي ديگر از مهاجران بهبهاني مقيم آبادان اين مسجد را بنا كردند.

كليساي ارامنه

 

سينما نفت(تاج):در سال 1324 تاسيس گرديد.طرتحي كلي اين ساختمان تداعي كننده يك شير نشسته است كه از قديم اين بنا را به نگهبان شهر آبادان معروف كرده است.

 سينما نفت

 

پالايشگاه آبادان:پالايشگاه آبادان نخستين واحد تصفيه نفت ايران است كه در سال 1291 شمسي جهت تصفيه نفت مسجد سليمان در آبادان آغاز به كار كرد،ظرفيت اوليه آن 2500 بشكه در روز بود ولي به تدريج اين پالايشگاه توسع يافت تا جايي كه ظرفيت آن در سال 1330 شمسي (آغاز ملي شدن صنعت نفت)به حدود 5000 بشكه در روز رسيد وبه صورت يكي از پالايشگاههاي بزرگ جهان در آمد.

 

موزه آبادان:موزه در سال 1328 شمسي با الهام از معماري سنتي ايران ساخته شده است و داراي گنبدي به ارتفاع 5/22 متري مي باشد كه متاثر از گنبد دانيال‌نبي شوش مي باشد.

اين موزه آثار نفيسي از شوش (هزاره اول قبل از ميلاد)دوره صفوي،قاجاري و همچنين آثار مردم شناسي و پوشاك سنتي مردم خوزستان را در خود جاي داده است.

موزه آبادان

 

مسجد رنگونيها:معماري اين مسجد در سال1921 ميلادي بنا شده.سبك معماري آن شبيه به معماري شبه قاره هند مي باشد و در پيشاني بنا نقش كنده وجود دارد كه با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز و با ذكر نام خلفاي راشدين در قاب چپ خاتمه مي يابد.

اين مسجد مربوط به كارگران هندي و بنگلادشي در آبادان بوده است.

  

 شبنم ساهی پور

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 20:40  توسط پرستو مهدیان  | 

Risso's dolphin

 

اين دلفين نسبتا قوي هيكل است همراه با سر پهن كه از نظز شكل شبيه وال راهنما يا خلبان است.اندامي در سر پهن آن وجود دارد كه براي رديابي صوتي مستقيم مورد استفاده قرار مي گيرد.

رنگ اين دلفين در پيري معمولا خاكستري تيره همراه با نشانه هايي كه شبيه زخم است و به رنگ سفيد روي بدن ان ديده مي شود.كه اين نشانه ها به علت ترساندن آنها با خراش دادن،ريزش لجنها ي كشتي و يا خراشهاي ناشي از گاز گرفتن ديگر دلفينها ي يونس و ساير حيوانات ايجاد مي شود و به صورت خطوط سفيد رنگ روي بدن انها باقي مي ماند.

بچه ي آنها بدون خط و خاكستري روشن هستند.در نوجواني خاكستري تا قهوه اي ديده مي شوند.در ناحيه شكمي و قفسه سينه (از گلو تا معده)يك شكل لنگر مانندي وجود دارد كه شبيه نشاني است كه در وال راهنما ديده مي شود.

 باله شنا و دم انتهايي:

باله ي پشتي بلند و هلالي شكل است كه طول آن حدود 5/0 متر است.باله دمي پهن و خميده همراه با شكافهاي عميق در ميانه دم كه بين دو سر باله دمي 762 ميليمتر فاصله دارد.باله شنا نسبتا بلند و باريك و نوك تيز است .

 طول و وزن:

طول آنها معمولا 3 متر و در بالغها به 4 متر هم مي رسد.نرها معمول سبك تر و دراز تر از ماده ها هستند.ميانگين وزن انها 300 كيلو گرم است .يكي از خصوصيات منحصر به فرد انها اين است كه وزن انها به 500 كيلو گرم هم مي رسد.

اين دلفينها از ماهي هاي كوچك،اسكوئيدها و سفالوپودها تغذيه مي كنند و قادر اند كه دو سوم طول بدنشان از آببيرون بپرند.

سن بلوغ در اين دلفينها مشخص نيست. در هر دو جنس نر و ماده هنگامي كه طول بدنشان به 6/2 تا 8/2 متر رسيد بالغ مي شوند كه معمولا سن انها كمتر از 13 سال است.طول دوره بارداري 13 تا 14 ماه است و نوزاد انها معمولا 2/1 تا 5/1 متر طول دارد.

 توزيع و مهاجرت:

دلفين يونس در آبهاي مناطق معتدل و گرمسيري زندگي مي كند. در اقيانوس اطلس شمالي در جزائر نيوفوند لند و شتلند،در اقيانوس آرام در خليج آلاسكا و در نواحي جنوبي در استراليا و نيوزلند يافت مي شوند.مهاجرت انها مشخص نيست مگر اينكه تابستان برايشان سودمند بوده باشد .در غير اين صورت به آبهاي سرد مهاجرت مي كنند.تغييرات زيست محيطي بر روي حركت انها تاثير مي گذارد.مثل كم شدن غذا و رخدادهايي كه در آبهاي گرم اتفاق مي افتد.

 دلفين يونس معمولا در دستهاي 3 تا 30 تايي نر و ماده هستند. آنها معمولا كنار هم حركت مي كنند و نسبتا فعال هستند.طول عمر انها حد اقل 20 سال است.دلفين يونس به صورت دسته جمعي با ديگر دلفينها  و دورگه هايي كه بين دلفين يونس و دلفين بيني بطري هستند حركت مي كنند.فراواني انها در نواحي مركزي و شمالي كاليفرنيا  در حدود 13000 تا 30000 برآورد شده است.

در برخي از نواحي اين دلفين را به عنوان غذا مصرف مي كنند.

 در سريلانكا اين دلفينها را توسط نيزه و تورهاي ماهيگيري صيد مي كنند.

دلفينهاي يونس به عنوان يكي از بزرگترين خانواده ي دلفينها شناخته شده اند.اين دلفين داراي اندام مشخصي است و تنها 7 جفت و كمتر دندان در آرواره پاييني دارد و در آرواره بالايي معمولا هيچ دنداني ندارد.

 

 

 شبنم ساهی پور

منبع:www.acsonline.org/factpack.html

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 15:17  توسط پرستو مهدیان  | 

 

زنبور عسل (Apis mellifera) از راسته نازک بالان (Hymenoprera) است. زنبور عسل قسمت هاي دهاني جونده و مکنده، هر دو را داراست. دگريسي آن کامل است و به طور دسته جمعي زندگي مي کند و شامل سه دسته هستند.

 

1- ملکه (Queen) که تخم مي گذارد.

 

2- نرها (prones) کارشان فقط بارور کردن ملکه هاي جديد است.

 

3- کارگرها (Worker) که ماده عقيم هستند و اغلب انواع متعددي دارند.

 

کندوي زنبور عسل يا به صورت جعبه هاي مکعبي به ابعاد 50 cm که کندوي modem مي گويند و يا به صورت سبد که کندوي بومي مي گويند.

 

زنبور عسل در قرآن

 

کلمه نحل به معني زنبور عسل در آيات 68 و 69 سوره نحل در جزء 14 قرآن کريم آمده است. در تفسير آيه 68 چنين آمده است: پروردگارت به زنبور عسل وحي فرستاد! در اينجا لحن قرآن به طرز شگفت انگيزي تغيير مي يابد، در عين ادامه دادن بحث ها در زمينه نعمت هاي مختلف الهي و بيان اسرار آفرينش در اين سوره، سخن از زنبور عسل و سپس خود عسل به ميان مي آورد. اما شکل يک مأموريت الهي و الهام مرموز که نام وحي بر آن گذارده شده است. نخست مي گويد: «و پروردگار تو به زنبور عسل، وحي کرد که خانه هايي از کوهها و درختان و داربست هايي که مردم مي سازند انتخاب کن.»

 

* نخستين مأموريت زنبوران در اين آيه، خانه سازي ذکر شده است. اين شايد به خاطر آن است که مسئله مسکن مناسب، نخستين شرط زندگي است و به دنبال آن فعاليت هاي ديگر، امکانپذيري است.

 

* در آيه 69 سوره «نحل»، دومين مأموريت زنبور عسل شروع مي شود. قرآن مي فرمايد: «ما به او الهام کرديم که سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههايي که پروردگارت براي تو تعيين کرده، به راحتي بپيما.»

 

سرانجام، آخرين مرحله مأموريت آنها را به صورت يک نتيجه، اين چنين بيان مي کند، «از درون زنبوران عسل، نوشيدني مخصوص خارج مي شود که رنگ هاي مختلفي دارد.» نهفته است، جالب اين که دانشمندان از طريق تجربه به اين حقيقت رسيده اند که زنبوران به هنگام ساختن عسل آن چنان ماهرانه، عمل مي کنند که خواص درماني و دراويي گياهان کاملاً محفوظ مانده و به عسل منتقل مي شود.

 

* و در ماجراي برنامه زندگي زنبور عسل و ارمغاني که آنها براي جهان انسانيت مي آورد، که هم غذاست و هم شفا و هم درس زندگي، نشانه روشني از عظمت و قدرت پروردگار است، براي جمعيتي که مي انديشند.

 

ساختمان مورفولوژيکي زنبور عسل

 

* بدن زنبور عسل به طور متراکم از موهايي پوشيده است که داراي تارهاي (Barbs) جانبي کوتاهي است. و به راحتي دانه ها گرده را مي گيرند. در چشم هاي مرکب و پاها، موهاي صاف وجود دارد پاهاي جلويي در حاشيه ساق (tibia) موهاي راست و خشن و کوتاهي را دارد و براي تميز کردن چشم ها از گرده گل به کار مي رود و برس چشمي (Eye bursh) مي گويند.

 

* بالهاي زنبور در هنگام پرواز به وسيله قلاب هايي به هم درگير مي شوند و يا بال به نظر مي رسند. و نوک اين بالها مسير شکل را طي مي کند. ممکن است 400 بار در ثانيه مرتعش شوند. آرواره هاي زيرين mandibles در کارگران صاف براي جمع آوري گرده و ساختن شاخه ها به کار مي رود. آرواره هاي بالايي maxillae مانند قاشقک هاي طويلي بوده و براي جمع آوري گرده هاي گل به کار مي رود.

 

* لب تحتاني تبديل به خرطوم شده و ضمايم حسي – بي (Cabialplas) در اطراف آن قرار دارد. مايع شهد در اثر عمل مکنده حلق به درون چينه دان بزرگ يا معده عسل (Money Stomash) کشيده مي شود. چهار لب مثلثي دريچه اي را درست مي کند و از ورود عسل به معده جلوگيري مي کند. بجز موقعي که جهت تغذيه مورد نياز است. روده زنبور عسل باريک و دراز است. و تقريباً به 100 لوله کوچک، مالپيکي اتصال دارد و روده راست، بزرگ است و به مخرج ختم مي شود. در انتهاي بدن سوزن وجود دارد که فقط در کارگرها و ملکه ها ديده مي شود. حس بويايي در زنبوران عسل بسيار قوي و تيز است و چشم ها داراي تعداد فراواني واحدهاي بينايي است و داراي مغز نسبتاً بزرگ  است: زنبوران عسل لقادر به تشخيص رنگ قرمز و سياه از هم نمي باشند.

 

غده های مهم

  • در داخلا دو طرف سر کارگر یک جفت غده‌ای به نام غده‌های شیری وجود دارد که از خود ماده‌ای به نام شیر یا ژله شاهانه ترشح می‌کند و با آن ملکه و لاروهای خیلی جوان را تغذیه می‌نمایند.
  • غده‌های بزاقی همراه با یک جفت غده سینه‌ای بوسیله یک کانال مشترک ، ترشحاتشان را به داخل دهان زنبور می‌ریزند. ترشحات این غده‌ها در موقع لارو بودن صرف تنیدن به دور خود شده و پس از رشد و تبدیل به یک زنبور کامل ، نقش غده بزاق دهان را در زندگیشان بازی می‌کنند.
  • غدد زیر آرواره‌ای که در کارگران خیلی کوچک و غیرفعال بوده و در ملکه بسیار بزرگ و فعال است. ماده‌ای بوسیله این غده ترشح می‌شود که با بوی مخصوصش باعث تمیز ملکه از سایر زنبورها می‌شود.
  • در زیر شکم زنبورها 4 جفت غده‌های مومی وجود دارد که سه جفتش فعال هستند و موم ترشح می‌کنند و بکار ساختن سلولها و شان می‌خورند.
  • غده‌های بویایی: در پشت زنبورها غده‌ای به نام غده بویایی دیده می‌شود که کارش تشخیص بوهاست.
  • غده‌های مخزنی: سه عدد غده در مخزن به نام غده‌های مخزنی ، مدفوعاتی را که در آنجا ذخیره شده‌اند، مرتب ضد عفونی می‌کنند.

گونه و نژادهاي زنبور عسل

 

 1- زنبور هندي (Apis Indiea)

 

2- زنبور درشت (Apis drostata)

 

3- زنبور ريز (Apis florae)

 

4- زنبور عسل معمولي (Apis mellifera)

زنبور هندی Apis Indica

کمی کوچکتر از زنبور عسل معمولی بوده ، قدر کارگرش 13 میلیمتر می‌باشد. سلولهایی را که با موم در روی شانها درست می‌نماید از سلولهای زنبور عسل کوچکتر هستند.

  زنبور درشت Apis Dorsata

در هندوستان و چین زندگی نموده و بزرگترین نوع زنبور عسلی است که تاکنون شناخته شده است. به حالت وحشی زندگی کرده و در زیر شاخه‌های درخت شانش را می‌چسبانند. سالانه چند بار از نقطه‌ای به نقطه دیگر کوچ می‌نمایند.

 

 زنبور ریزApis Florea

از همه زنبورها کوچکتر بوده و فقط یک شان درست می‌کنند که مثل زنبورهای درشت به زیر شاخه درخت می‌چسباند به حالت وحشی در هندوستان و جنوب ایران یافت می‌شوند.

 

زنبور عسل معمولی Apis Meaifica

همان زنبور عسل معمولی است که فقط آنها را در دهات و شهرها برای تولید عسل در کندوها نگهداری می‌کنند. خواصی را که از یک نژاد خوب باید انتظار داشت عبارتند از: آرام باشند و نیش نزنند، پر محصول باشند، بچه به اندازه لازم بدهند، گلهای شهددار را به سرعت پیدا کنند، در مقابل امراض مقاوم باشند، مصرف عسل زمستانی آنها کم باشد، رشد سالانه‌شان را هر چه زودتر شروع کرده و سریع به حداکثر رشدشان برسند. از مهمترین نژادهای این زنبور می‌توان به زنبور عسل اروپای مرکزی ، زنبور سیاه ، زنبور ایتالیایی قفقازی و زنبور نژاد ایرانی نام برد.

 

 

 آفات و بیماریهای زنبور عسل

از مهمترین بیماریها می‌توان به لوک آمریکایی ، لوک اروپایی ، نوزما ، کنه دونی ، یبوست ، شپشک زنبور عسل و کرم موم خوار اشاره کرد.

 

محصولات زنبور عسل و نحوه گردآوري آنها

 مي توان به شهد يا عسل و گرده زنبور عسل ويژه «موم» که از صمغ ها به وجود مي آيد، اشاره کرد. گرده زنبور عسل داراي انواع مواد الي و ويتامين ها م يباشد. گرده شامل قندهاي احيا کننده مي باشد که در گل 31% در گروه کربوهيدرات وجود دارد. ميزان متوسط پروتئين گروه حدود 22% است و تمام اسيدهاي آمينه ضروري مورد نياز انسان در ترکيب پروتئيني دانه گروه وجود دارد. عصاره اتري گروه حاوي چربي ها و روغن ها، پيگمان ها، دونين ها، ويتامين ها و هورمون رشد مي باشد. گروه حاوي 13 نوع اسيد چرب و دو استدول عمده به نام هاي 24- متيلن کلسترول و «بي سي توسترول» است. براي جمع آوي دانه گرده مي توان از تله گرده، استفاده کرد، ولي اين کار توصيه نمي شود، چون جمعيت زنبورها را تضعيف مي کند.

بعضي از مصارف گرده زنبور عسل

 

دانه گرده در پزشکي اهميت خاصي دارد. در درمان بيماري هاي پروستات و آلرژي و در حال بي اشتهايي از داروهايي که از دانه گرده ساخته مي شوند، استفاده مي کنند. دانه گرده به عنوان مکمل غذايي به کار مي رود و از آن در رفع چين و چروک و لکه هاي صورت استفاده مي گردد.

 

از داروهاي مشهور مي توان به Prostaflor, Ofilorex اشاره کرد.

 

 نيش زنبور

 

 از نيش زنبور عسل به علت خاصيت قليايي و اسيدي بودن آن در درمان بيماريها، استفاده مي کنند.

 

 توليد مثل 

 

 در کارگرها تنها اثري ديده مي شود ولي در ملکه به خوبي توسعه يافته است. ملکه جوان 6 روز بعد از بيرون آمدن، با يک زنبور نر جفت گيري مي کند، اندام هاي جفت گيري نر پاره شده و در کيسه تناسلي ماده باقي مي ماند و تا اينکه بعد از بازگشتن به کندو، کارگرها آن را از بين مي برند. اسپرماتورزوئيدهايي که بدين صورت در کيسه ذخيره اسپرم، جاي مي گيرد، به کار همه تخم هاي لقاح يافته اي که ملکه خواهد گذاشت، بکار مي رود. تخمدان هاي ملکه پر شده و شکم را پر مي کند و ظرف دو روز، شروع به تخم گذاري مي کند.

 

* از تخم هاي لقاح نيافته ، زنبورهاي نر (هاپلوئيد 16 کروموزوم) و از لقاح يافته ها، زنبورهاي ماده (ديپلوئيد و  داراي 32 کروموزوم) توليد مي شود. تخم ها تبديل به لارو کرمي شکل کوچک فاقد پاها و چشم مي شوند و از ژله شاهانه که توسط غده هاي حلقي کارگران جوان توليد مي گردد، تغذيه مي کنند. ولي لاروهاي ملکه بيشتر به تغذيه شاهانه مي پردازند و به همين جهت با سرعت زياد بزرگ و تمايز مي يابند.

 

* دم لارو چندين بار، پوست اندازي مي کند روي سلول بوسيله موم پوشيده مي شود. و لارو در داخل آن قرار گرفته و شفيره نام دارد و دگرديسي را کامل نموده و به کمک آرواره هاي زيرين، سرپوش حجره را پاره کرده و به شکل يک نوزاد جوان بيرون مي آيد. بعد از عمل جفت گيري زنبوران نر، به بي غذايي مي افتند و مي ميرند.

 

 شبنم ساهی پور

منابع

www.tolweb.org

http://daneshnameh.roshd.ir

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 16:3  توسط پرستو مهدیان  | 

آلودگی حرارتی آب که از طریق عملیات صنعتی در آب رودخانه ها ایجاد می شود.مثل نیروگاههای تولید برق، تولید فلزات،نيروگاههاي هسته اي و برخی دیگر از کالاهای دیگر سبب آلودگی حرارتی آب می شوند.گرم شدن آب ارگانیسم موجودات زنده جهان را بهم می زند زیرا برخی از گیاهان آبزی در آب رودخانه تا دمای خاصی می توانند تحمل کنند و دمای بیشتر یا کمتر از آنها حیات انها را به خطر می اندازد.مثلاً نيروگاههاي برق،توليد فلزات و برخي  كالاهاي ديگر سبب آلودگي حرارتي آب مي شوند.گرم شدن آب اورگانسم موجودات زنده جهان را به هم مي زند زيرا برخي از گياهان و موجودات آبزي در آب رودخانه ها و درياچه ها تا دماي خاصي مي توانند تحمل كنند و دماي بيشتر يا كمتر از آنها حيات آنها را به خطر مي اندازد

نمونه اي از نيروگاههاي هسته اي كه فاضلاب هاي حاصل از فعاليت را به دلخل درياها و رودخانه هاي مي ريزند:

 يك نيروگاه بزرگ حرارتي توليد برق جهت سيستمهاي خنك كننده خود نياز به مقادير زيادي آب دارد. براي مثال يك مركز اتمي توليد برق در هر ثانيه درجه حرارت 40 متر مكعب آب را تا 10 درجه سانتي گراد افزايش مي دهد كه اگر اين مقدار انرژي حرارتي درون درياچه يا رودخانه آزاد شود آب درياچه يا رودخانه را به حدي گرم مي كند كه حيات آبزيان به طور جدي به خطر مي افتد.

(برخي مواقع افزايش درجه حرارت آب در يك محدوده معين مفيد است . براي مثال توليد و تكثير  ماهيان در آبهاي نزديك نيروگاهاي برق افزايش مي يابند و يا افزايش درجه حرارت آب درياچه يا رودخانه از تغييرات ناگهاني درجه حرارت آب در نتيجه تخليه دوره اي آب نيروگاه در رودخانه جلوگيري مي كن.

 انتشار آلاينده هاي گازي نظير CO2 ، NOX ، CO2 و ذرات معلق  هر يك اثرات تخريبي خاصي بر محيط زيست و سلامت انسانها وارد مي سازند .

اسيدي شدن اكوسيستم هاي آب ، خاك و هوا به دليل باران هاي اسيدي ، كاهش محصولات كشاورزي و نابودي جنگل ها و از سوي ديگر مخاطرات بهداشتي نظير برونشيت ، آسم ، حساسيت هاي جاري تنفسي و ريوي از پي آمدهاي آلودگي هوا توسط اين نوع آلاينده ها است . بعلاوه انتشار گاز دي اكسيد كربن (CO2) عليرغم اينكه مخاطرات آلاينده هاي فوق را ندارد ولي بعنوان عمده ترين گاز گلخانه اي انتشار آن موجب افزايش دما و تغييرات اقليمي زميني مي گردد .

شبنم ساهی پور

منبع: افيوني،مجيد،1384،آلودگي محيط زيست آب،خاك و هوا،انتشارات اركان اصفهان.

http://www.aftab.ir/articles/science_education/geology/c3c1)78373480_water_p1.php

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 15:29  توسط پرستو مهدیان  | 

شهرسوخته زابل شهري پنج هزارساله در دل كوير است كه نهان شدن اسرار نهفته‌اش در هر فصل كاوش، باستان‌شناسان و مردم دنيا را حيرت زده به سوي خود جلب مي‌كند.

 

 

براساس آثار موجود و مكشوفه باستاني، سرزمين سيستان و بخصوص شهر سوخته از گذشته‌هاي دور داراي تمدن فرهنگي بسيار شكوفا بوده است.

 

اندك شهرهاي باستاني شامل شوش، تپه مليان در ايران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابري دارند.

 

شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل، گورستان، منطقه مسكوني، بناهاي يادماني، صنعتي و بخش مركزي تشكيل شده است.

 

 

ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اوليه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستي ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به اين مكان وارد مي‌كردند.

 

درشرايط حاضر كه نزديك به دو هزار سال از پايان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالينه‌ها و ظروف سنگي كه بعضاً شكسته هستند را مي‌توان درسطح محوطه وسيع اين شهر پيدا كرد.

 

ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشيا، ابزار كار، موادغذايي وآرايشي در گور مردگانشان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشته‌اند.

 

توانمندي‌هاي منحصر به فرد شهرسوخته از لحاظ داده‌هاي باستان شناسي بويژه آثارانساني، جانوري و گياهي زمينه مناسب رابراي ايجاد پايگاهاي متنوع دراين شهر فراهم كرده است.

 

كشف زيره، گشنيز، تخته بازي شبيه شطرنج، دستور پخت پنج نمونه غذا و به خصوص انيميشن از ديگر يافته‌هاي فصل گذشته و امسال كاوش در شهرسوخته است.

 

طي فصول كاوش ابزارجنگي كه بتوان ساكنان شهرسوخته را ساكناني جنگجو دانست يافت نشده است.

 

منبع:http://www.tabnak.ir/pages

 

شبنم ساهي پور

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 20:5  توسط پرستو مهدیان  | 

گياهان آبي در زمينهاي مرطوب،درياچه ها و رودخانه هاي كم عمق و صخره ها رشد مي كنند. آنها شامل فيتو پلانكتونها(گياهام ميكروسكوپي) و ماكروفيترها كه گياهان بزرگتري هستند كه با چشم غير مسلح قابل ديدن هستند .ماكروفيترها شامل جلبكهاي بزرگ،گياهان گلدار و سرخسها هستند.ماكروفيترها اغلب بر اساس شكل ظاهريشان و نوع آبي كه در آن رشدد مي كنند دسته بندي مي شوند.

اغلب ماكروفيترها به وسيله ريشه خود به كف رسوبات رودخانه چسبيده اند اما بعضي از آنها آزادانه در آب شناور هستند و ريشه آنها زير آب شناور است.اين گياه مي تواند ريشه خود را در رسوبات فرو برد و با قسمتهاي زير آب و بالاي آب در تماس باشد.بعضي از ماكروفيتر ها برگها و گلهايي دارند كه براي مدت زمان كوتاهي مي توانند از آب بيرون آيند. گياهان ماكروفيتر بيرون رونده يا روي آبي بيشتر در خطوط بين ساحل و زمين  رشد مي كنند.(ناحيه انتقالي) آنها غالبا به وسيله رسوبات از مسير سيلاب جلوگيري مي كنند و همچنين از آب برگشتي از خشكي نيز تغذيه مي كنند.

 مثال: در رودخانه كانينگ واقع در غرب استراليا بيش از 13 نوع ما يكروفيتر آبي وجود دارد.در قسمت آب شيرين رودخانه كانينگ مكان مناسبي براي حاصل خيزي و رشد اين گياهان است زيرا:

1)به خاطر آب شيرين

2)شرايط آرام و ساكن بودن جريان در تابستان و پاييز

3)پر بودن آب از مواد مغذي به جز سرخس هاي salvinia molesta,azolla pinnata . بيشتر مايكروفيتر هاي  موجود در آبهاي شيرين اين رودخانه از نوع گياهان گلدار هستند.اين گياهان تمام خصوصيات گياهان آبي را دارا هستند به جز دو دسته گياهان زير آبي و رو آبي ريشه دار.

گونه هاي قوي مايكروفيت در سال توانايي تغيير خود را با فعاليت هاي انساني  را دارند.بيشتر گونه هاي مايكروفيت آبي در اين رودخانه بين سال هاي 1997 تا 2001 potomageton,azolla  و spirodela  بوده اند.آنها منطقه وسيعي را اشغال كرده اند و نقش بسيار مهمي در تغذيه متحرك در اين رودخانه داشته اند.

 گياهان آبي بومي نقش بسيار مهمي در سيلاب دارند.آنها در چندين روش مي توانند كيفيت آب را بالا ببرند:

1)آنها مواد مغذي را از آب و رسوبات گرفته و حركت مي دهند و انها را براي تغذيه جلبك ها كامل مي كنند.

 2)آنها باعث كاهش فرسايش به وسيله امواج آب رودخانه مي شوند،به وسيله متوقف كردن رسوبات و همچنين استحكام ساحل و كف رودخانه.

 3)آنها به طور مستقيم و غير مستقيم تامين كننده غذاي حيوانات آبي و خاكي مانند ماهي،ميگو ،خرچنگ آب شيرين،لاك پشت و پرنده ها هستند.

 4)آنها زيستگاهي براي زندگي و توليد مثل براي حيوانات آبي و خاكي را تامين مي كنند.

 5)آنها تامين كننده اكسيژن حل شده در آب و رسوبات هستند كه تامين كننده اكسيژن تمام موجودات آبي و كنترل كننده ميزان مواد مغذي در آب است.

 6)آنها باعث كاهش جريان آب گل آلود بوسيله آرام كردن جريان رودخانه و باعث بيرون راندن ذره ي انها از آب مي شوند.

 7)مايكروفيترها محدوديت در نفوذ نور و درجه حرارت آب ايجاد مي كنند مانند محدوديتي كه جلبك ها ايجاد مي كنند.

 8)مايكروفيتها گوناگوني محيط زيست خود را حفظ مي كنند و اين باعث زيبايي بخشيرن به آب روخانه ها مي شود.

  نگهداري بسياري از گياهان آبزي بسيار آسان است حتي برخي از گياهان نيز خود را با محيط پيراموني مطابقت مي دهند.ويژگي آب آنها سبك يا نيمه سنگين است.درجه حرارت محيط به طور متوسط بين 10 تا 30 درجه سانتي گراد است.بسياري از آنها نور پسند هستند....

 

منابع:

Swan River Trust ،Level 3 Hyatt Centre 87 Adelaid Terrace East Perth Western Australia 6004

 شبنم ساهی پور

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:23  توسط پرستو مهدیان  | 

آب خالص وبدون املاح نمی تواند برای مدت طولانی جايگاه مناسبی برای ادامه زندگی گياهان آبزی باشد ولی آبهای طبيعی به دليل داشتن املاح گوناگون اين نياز موجودات را تامين می کنند .به علاوه اين نوع آب ها گازهايي دارند که درآب حل شده اند اکسيژن وکربن ديوکسيد (گاز کربنيک )ازمهم ترين گازهای موجود درآب های طبيعی هستند اين گازهادريك سطح صاف يعنی همان جا که هوا باسطح آب درتماس است درآب حل می شوند.

ازموادشيميايی مهم درآب نيتراتها.سولفاتها .کلريدها .فسفاتهای فلزات مختلف ازقبيل سديم.منيزيم .کلسيم وآهن وهمچنين تركيبات قابل حل سيليسی هستند.اين موادشيميايي مختلف درنتيجه ی واکنش های شيميايي وحل شدن از داخل خاک ياازلجن موجوددرآب به وجودآمده اند.این گونه موادممکن است ازتجزیه ی بقايای حيوانی يا گياهی موجود در آب بوجود آمده باشند يا براثرشسته شدن وفرسایش خاک به داخل آب انتقال يافته باشند.

بودن يا نبودن بعضی ازاين مواد درآب تعيين کننده انواع گوناگون يا مجموعه ای از گيا هان وحيواناتی است که در آب و در نقطه خاصی از آن زندگی می کنند مثلا اگر در يك استخرنمک های کلسيم نقصان يابد برخی از فعاليتهای  گياهان آبزيكه به طور معمول به کلسيم بيشتری نياز دارند مختل می شود.

در ياچه ها اندازه های مختلف دارند بعضی کم عمق ترند سطح بعضی از آنها کوچک و برخی بزرگتر است.در هر حال آب راکد دریاچه هامحيط خوبی برای رشداکثر گياهان آبزی است حتی در عميق ترين قسمت آنها گياهانی می رويند.

 رودخانه ها وگيا هان :

معمولا عمر گياهان درآب های جاری برحسب نوع رودخانه وميزان جريان آب درهرقسمت آن متغير است بستر رودخانه هايي که جريان آب درآن ها سريع می باشد اغلب سنگين است زيرا آب ذرات ريز شن وماسه راباخودحرکت می دهد وريشه گياه نمی تواند خودرادرآن مستقرکند .دررودخانه های آرامتر که شن وماسه باقی می مانندگياهان رشدمی کنند.کلسيم موجود درآب وذرات موادمعدنی موجود دراین قبيل رودخانه هاباعث رشدونمو گياهان می شود مقدارخيلی زيادموادمعدنی بافضولات صنعتی که دررودخانه ريخته می شود ممکن است برای بعضی ازگیاهان یاجانوران زیان آورباشد.

نورعامل مهمی دررشد ونموگیاهان آبزی دررودخانه ها است درمناطقی که عمق آب زیاد است ممکن است گیاه قادربه ادامه زندگی نباشد.دررودخانه های آرام وکم عمق که شن وماسه هاازجا کنده نمی شوند گیاهان قوی باساقه های محکم وریشه های عمیق می توانندرشد ونمو کنند مثل گونه های آلاله ی آبی.

 (استفاده از آب این گونه برای آبیاری مزارع به علت انتقال تخم علف های هرز به مزرع خود عامل بسیار مهمی درگسترش علف های هرز ودرنتیجه بالا بردن هزینه تولید می باشد معمولا مزارعی که با آب رودخانه آبیاری می شوند علف های هرز بیشتری دارند.

 

منابع:http://halvasefid.blogfa.com/

 شبنم ساهی پور

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:20  توسط پرستو مهدیان  | 

 اثر کادمیوم بر روی جانوران

کلرور کادمیوم ماده مقئی شدیدی است و روی گربه 4 میلی گرم از آن در هر کیلو وزن حداقل مقدار مؤثر آن است.مقدار کشنده آن از راه خوراکی روی خرگوش 300 150 میلی گرم در کیلوگرم گزارش شده است . در اثر خوردن املاح کادمیوم ، روان شدن بزاق ، استفراغ متداوم ، دردهای شکم ، دل پیچش ، اسهال ، سرگیجه و از دست دادن هوش و حواس گزارش ده است (1) .

افزایش کادمیوم به مقدار 20 ppm در غذای گربه ها حد نهایی تحمل این فلز است که در این مقدار ایجاد استفراغ نمی شود ، کادمیوم باعث جلوگیری از رشد و نمو موش ها شده و مقدار 250 ppm از آن در غذای موش ها باعث مرگ و میر می شود (1) .

کم خونی یکی از عوارضی است که در مسمومیت مزمن با کادمیوم دیده شده است و مخصوصاً سمیت این فلز در فرمولهای غذایی کم پروتئین زیاد می گردد (1) .

تزریق های متعدد زیر پوستی کادمیوم به صورت سولفات کادمیوم در خرگوش ها باعث صدماتی به لوله های کلیوی گردیده و پس از چند هفته پروتئین اوری و کم خونی و تشمع کبدی و کوچک شدن طحال دیده می شود.دوز بالای کادمیوم می تواند واکنشهای فسفریلاسیون ، اکسیداتیو را در سلولهای کبدی موشهای صحرایی محدود سازد (1) .

جانوران به‌دنبال قرارگيرى بيش‌از‌حد در‌معرض کادميوم دچار فقرآهن خون، بيماريهاى کبدى و آسيبهاى‌مغزي_عصبى مى‌شوند. ‌مواردى از سرطان کبد و بيضه نيز در حيوانات گزارش شده است. مسموميت شديد با کادميوم موجب مرگ حيوانات، پرندگان و آبزيان مى‌گردد (2) .

نشان داده شده است که کادمیوم ، فعالیت آنزیم های متابولیز کننده داروها نظیر آمینو پیرین دمتیلاز را در حیوانات مختل می کند که این محدودیت ناشی از کاهش غلظت سیتوکروم P-450 می دانند .مطالعه روی حیوانات نشان داده است که بدون شک کادمیوم و ترکیبات آن باعث افزایش تومورهای بدخیم ( مخصوصاً در محل تزریق ) می شود (1) .در مطالعات انجام شده بر روي موش ها و همستر ها (  نوعي موش ) كه كادميوم را تنفس مي كردند ، نتيجه شد كه كادميوم ايجاد سرطان ريه نمي كند ولي در رتها ( rats) سرطان ريه را توسعه مي دهد(7) . كادميوم استنشاق شده مي تواند در موش ها و رتها باعث آسيبهاي كبدي و تغييراتي در سيستم ايمني شود (7) . مطالعات نشان مي دهد كه حيوانات جوان تر كادميوم بيشتري نسبت به حيوانات پيرتر جذب مي كنند(7) .جانورانی که کادمیوم را می خورند یا می نوشند، دچار فشار خون بالا، بیماریهای کبد و صدمات مغزی و نخاعی می شوند (8) .

جانوران در اثر مسمومیت کادمیوم دچار فقر آهن خون ، بیماری های کبدی و آسیب های مغزی عصبی می شوند . همچنین استنشاق کادمیوم باعث آسیب به کلیه ها شده و سیستم دفاعی بدن را در موش های خانگی و صحرایی تغییر می دهد . و با اثراتی بر تولید مثل همراه است (2) .

کادمیوم در محل تزریق حیوانات آزمایشگاهی ایجاد سارکوم می کند . سارکوم توموری است که از مشتقات بافتهای فرانشیمی است و غالباً بدخیم می باشد ، همچنین در موشهای در معرض تماس تنفسی با کلریدکادمیوم ( از راه آئروسل برای اثرات سرطان زایی ) تولید تومور ریه می کند (3) . مطالعات نشان می دهد که کادمیوم باعث سرطان کبد و بیضه در حیوانات می شود . در مطالعات انجام شده در موش های صحرایی میزان زیاد کادمیوم باعث بزرگ شدن قلب ، افزایش فشار خون ، تصلب شرائین و تخریب کلیه می گردد. افزایش فشار خون  در سایر حیوانات نیز مشاهده شده است (2) .كلريد كادميم مي تواند باعث ايجاد تغييرات دژنراتيو در حلزون گوش داخلي جنين موش سوري شود پيشنهاد مي گردد كه ارتباط با ناهنجاريهاي لوله عصبي و نقص در شنوايي حيوان مورد مطالعه قرارگيرد (7) .

 اثر كادميوم بر پرندگان

 ·         كادميوم در ميزان 400 ميلي گرم در كيلوگرم جيره شديداً سمي مي باشد و پي آمد آن كاهش رشد ، كاهش در يافت غذا ،كاهش اندازه روده ها و كليه ها ، آتروفي كبد مي باشد .

·         حضور مقدار كم كادميوم در جيره به عنوان محرك رشد عمل كرده(  (5PPM) و حضور مقادير بالاي (50PPM) در جيره سبب كاهش رشد جوجه هامي گردد و اين كاهش رشدتا پايان دوره باقي مي ماند .

·         حضور كادميوم در مقادير بالايPPM 50 سبب ايجاد اختلالات مفصلي ، نازكي استخوان ، رنگ پريدگي و عدم رشد تاج و ريش ميگردد .

·         فاكتورهاي مختلفي مانند متيونين ،آهن ، برخي از پروتئينها از قبيل سيستئين و فيتات، روي ، كلسيم و فسفر سميت كادميوم را كاهش ميدهند .

·         افزايش فيتات جيره ابقا ء كادميوم را افزا يش مي دهد و دليل امر كاهش عناصري چون روي ، كلسيم ،آهن و فسفر است و با افزايش اينها سميت كادميوم كاهش مي يابد و همچنين آنزيم فيتاز با كاهش فيتات سبب كاهش ابقای كادميوم و افزايش كلسيم و فسفر مي شود .

·         جذب كادميوم در جيره هايي كه كمبود كلسيم و آهن دارند جذب كادميوم را تا دو برابر افزايش مي دهند .

·         محل جذب كادميوم در دستگاه گوارش دئودنوم و ژژنوم مي باشد .

·         كادميوم سبب تغيير در كار آنزيم ها مي گردد .

·         تداخل در كادميوم با عملكرد طبيعي روي ، سلنيوم و ساير عناصر فلزي ضروري علت اختلال ناشي از اين عنصر مي باشد . همچنين سبب تغييرنقش فيزيولوژيك كلسيم از جمله علتهاي اصلي در سميت آن مي باشد

·         كادميوم برDNA  و قطعه قطعه شدن آن موثر است (4) .

در مطالعه ای که در مورد غلظت کادمیوم در دو پرنده هوبره و اگرت صورت گرفت نتایج نشان داد که ميزان انباشتگي کادميوم در سرم خون هوبره 78.64±11.74  ميکرومول در ليتر و در اگرت 22±11.79  ميکرومول در ليتر مي باشد. در اين بررسي ميزان انباشتگي کادميوم در سرم خون پرندگان، در بالاترين ميزان اطمينان خود بودند که نشان دهنده آلودگي محيط زيست بر اين عناصر مي باشد (5) .

 اثر روی ماهی ها

فزونی عناصر سنگین و بخصوص کادمیوم در مصب رودخانه چالوس و تخلیه آن به آب دریای خزر به احتمال فراوان اثرات سویی بر ماهیهای مهاجر این رودخانه از جمله ماهی آزاد  Non – conservative ، ماهی سفید Solmontrueta caspius ، سس ماهی Rutilus frisiikutum و شاه کولی Chalcides cholcnlawurnus به جای می گذارد . این ناهنجاریها می تواند اثرات اکولوژیکی مخربی در آینده برای دریای خزر به خصوص حوزه جنوبی آن به همراه داشته باشد (6) .

منابع :

1.      سبط النبی ، زهرا ؛ تابستان 1380 ؛ اثرات زیست محیطی کادمیم ؛ پایان نامه کارشناسی محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز .

2.      اسماعیل ساری ، عباس ؛ مهر 1381 ؛ آلاینده ها ، بهداشت و استاندارد در محیط زیست ؛ انتشارات اتحاد .

 

3.      عالیوند ، آرمیتا ؛ زمستان 1381 ؛ بررسی قانون سرب و مس در شبکه آب آشامیدنی ؛ پایان نامه کارشناسی محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز .

4.      کریمی ، مهران ؛ تابستان 1382 ؛ مسمومیت با سرب در کودکان ؛ مجله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی – درمانی صدوقی یزد ؛ شماره 2 ؛ صفحه 85 .

5.      مستغني ، خداداد و همکاران ؛ 1383 ؛ بررسي وضعيت هماتولوژي، فاکتورهاي بيوشيميايي و ميزان انباشتگي سرب، فسفر، کرم و کادميوم در سرم خون پرندگان هوبره (Chlamydotis undulate) و اگرت (Egretta grazetta)؛ مجله تحقيقات دامپزشكي ايران (دانشگاه شيراز( ؛ 5 (1(مسلسل 9))؛ از صفحه 42 تا 48 .

6.      کیانی ، نهضت و همکاران ؛ پائیز 1381 ؛ اثرات زیست محیطی جیوه و کادمیوم بر آبزیان ؛ پایان نامه کارشناسی محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز .

7.      http://ishagazvin.com/text6.aspx

8.      http://www.ngdir.ir/geolab/pgeolabElements.asp?PID=48

قاهره نیسی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:11  توسط پرستو مهدیان  | 

 اثر کادمیوم بر روی گیاهان

کادمیوم باعث کاهش میزان فتوسنتز و تعرق شده و در ضمن سبب افزایش میزان تنفس می شود . غلظت کادمیوم در خاک کافی است تا مخاطراتی را برای گیاهان ایجاد نماید مانند کوتاهی محور شاخه ها و تشدید زرد رنگ شدن برگ های پیر ، جذب کادمیوم فقط از طریق ریشه صورت نمی گیرد بلکه شاخه ها و برگ ها نیز قادرند کادمیوم را جذب نمایند . طولانی شدن مدت خزان گیاهان خطر مهم دیگری است که در نتیجه آلودگی به کادمیوم ایجاد می شود (1) .

کادمیوم در غلظت های در حد میلی مولار و در زمان های طولانی ، اثرات سمی متنوعی از خود نشان می دهد از جمله ، ممانعت از سنتز DNA و RNA ريال و پروتئین ، ممانعت از فعالیت آنزیم ها(2)  .

کادمیوم در تغذيه گل‌ها و گياهان زينتي اثرات زیر را خواهد داشت

-لروز؛
- كاهش كلروفيل؛

- كاهش فعاليت‌هاي فتوسنتزي گياه؛

- كاهش فعاليت‌هاي آنزيمي (5) .

کادمیوم بر روی رنگدانه های فتوسنتزی ، سیستم انتقال الکترون و میتوکندری اثر مهاری داشته همچنین در اعمال آنزیم های ATP سنتتاز و NADH اکسیداز اختلال ایجاد می کند (3) . با افزايش مصرف سموم و كودهای شیمیایی اوره فسفره ، آنتي اكسيدان هاي ميوه جات و سبزيجات كاهش مي يابد، از اين رو محصولات كشاورزي بدون طعم و خاصيت مي شود (6) .

بر اساس مطالعه ای که در مورد بررسی اثرات کادمیوم بر رشد ، برخی فرآیندهای فیزیولوژیکی و القاء تنش اکسیداتیو در دانه رستهای عدس صورت پذیرفت نتایج نشان دا که :كادميوم باعث كاهش طول ريشه, تعداد ريشه هاي فرعي و وزن خشك ريشه و اندام هوايي گرديد, در حالي كه طول اندام هوايي در غلظت كم از آن (µM20)افزايش و در غلظت هاي بالاتر كاهش يافت. اثر كادميوم بر رشد ريشه بيشتر از اندام هوايي بود و و رشد طولي بيشتر از وزن خشك اندامها تحت تاثير قرارگرفت. كادميوم سبب افزايش محتواي پرولين, قندها و پروتئينهاي محلول شد كه اين موارد ميتواند آثاري از مكانيسمهاي مقاومت گياهان در برابر تنش كادميوم باشد. از طرف ديگر, تغييراتي در فعاليت سه آنزيم آنتي اكسيدان (آسكوربات پراكسيداز, كاتالاز و گاياكول پراكسيداز) در ريشه و اندام هوايي دانه رستهاي عدس تيمار شده با كادميوم مشاهده گرديد. كادميوم فعاليت هر سه آنزيم را در اندام هوايي افزايش داد, اما اثر آن بر فعاليت اين آنزيم ها در ريشه متفاوت بود. يافته هاي ما نشان داد كه Ca , اثر مخرب كادميوم بر غشاها را كه به صورت افزايش نشت پتاسيم بروز ميكند, كاهش داده و باعث افزايش رشد طولي و وزن تر و در نتيجه بهتر شدن رشد دانه رستها گرديد. هم چنين وجود كادميوم در محيط كشت, جذب Zn و Cu توسط گياهان را كاهش داد, كه نشان دهنده حالت آنتاگونيستي Cd با اين دو فلز ميباشد. درخاتمه نتايج كشت گلداني گياهان عدس كه با غلظتهاي كم كادميوم تيمار داده شده بودند نشان داد, غلظتهاي پايين كادميوم سنتز كلروفيل و شاخه زايي در دانه رستهاي عدس را ترغيب نموده است (7) .

1.      فلزات سنگین به دلیل آثار بازدارنده ای که بر رشد و فعالیت باکتری های ریزوبیوم و گیاهان لگوم میزبان آنها دارند ، گره بندی و تثبیت نیتروژن سیستم های همزیستی را تحت تأثیر قرار می دهند . تحقیقی با هدف ارزیابی تأثیر تحمل سویه های ریزوبیوم به کادمیوم در کاهش آثار سوء این فلز بر همزیستی سینوریزوبیوم ملیلوتی یونجه انجام شده  است که نتایج این پژوهش نشان داد که آلودگی خاک به کادمیوم حتی در سطح 2 میلی گرم بر کیلوگرم تأثیر قابل توجهی بر شاخص های همزیستی باکتری های سینوریزوبیوم ملیلوتی داشت و میزان این تأثیر بسته به میزان تحمل به کادمیوم سویه های مختلف ، متفاوت بود . تأثیر کاهنده غلظت کادمیوم بر تعداد گره های ریشه ای و غلظت نیتروژن اندام هوایی گیاهان تلقیح شده با سویه های حساس به کادمیوم در مقایسه با سویه های مقاوم به ترتیب به حدود 41 و 29 درصد رسید (4) .

منابع :

 

1.      سلامت نژاد ، ناهید ؛ بهار 1381 ؛ بررسی اثرات زیست محیطی فلزات سنگین ؛ پایان نامه کارشناسی محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز .

2.      یحیی آبادی و همکاران ؛ بهار 1386 ؛ اثر کادمیم در حضور غلظت های مختلف نمک NaCl بر روی شاخص های رشد در جلبک سبز تک سلولی Dunalialla salina ؛ نشریه پژوهش و سازندگی در امور دام و آبزیان ؛ شماره 74.

3.      زاده دباغ ، رضا ؛ سال 1376 ؛ تعیین مقدار سرب و کادمیوم در گیاه پیاز کشت شده در منطقه خوزستان بوسیله جذب اتمی شعله ای ؛ پایان نامه کارشناسی ارشد علوم تحقیقات اهواز .

4.      سپهری ، مژگان و همکاران ؛ بهار 1385 ؛ اثرات آلودگی خاک به کادمیوم بر توان گره زایی و تثبیت نیتروژن سویه های بومی سینوریزوبیوم ملیلوتی ( sinorhizobium meliloti) ؛ نشريه علوم و فنون کشاورزی و منابع طبيعي ؛ جلد ۱۰ , شماره ۱ ؛ از صفحه ۱۵۳ تا صفحه ۱۶۲.

5.      http://www2.irib.ir/amouzesh/f/page_sh.asp?key=16&ov=330

6.      http://www.prin.ir/ShowThesis.asp?ID=217&CID=13

7.      http://www.urmia.ac.ir/Main/GroupShowThesis.aspx?code=10103&id=404

قاهره نیسی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:6  توسط پرستو مهدیان  | 

 اثر کادمیوم بر روی خاک

موضوع آلودگی خاک توسط مواد شیمیایی باعث افزایش نگرانی هایی در مورد محیط زیست شده است . آب شویی مواد به آب های زیرزمینی و حرکت این مواد در خاک ، مشکلات زیادی را برای آلودگی ماتریکس خاک ، محلول خاک و آب زیرزمینی زیر آن به وجود می آورد (1) .

کرمهای خاکی و دیگر ارگانیسمهای خاک به سم کادمیوم بسیار حساسند. غلظت بسیار کم این ماده هم آنها را از بین می برد و در نتیجه ساختار خاک تغییر می کند. هنگامی که غلظت کادمیوم در خاک بالا باشد، فرآیندهایی که میکروارگانیسمها در خاک انجام می هند، مختل می شود و کل اکوسیستم خاک در معرض خطر قرار می گیرد(2) .

افزايش غلظت فلزات سمي ، به ويژه كادميوم در خاك نه تنها رشد گياه، بلكه فعاليت ميكروبي خاك را نيز كاهش مي دهد .

کادمیوم به سه طريق باعث كاهش فعاليت آنزيم هاي خاك مي شوند :تغيير شكل و اختلال در ا يجاد كمپلكس آنزيم - سوبسترا، تغيير شكل پروتئين آنزيمي و تأثير بر ساخت آنز يم در درون موجود زنده (2) .

هنگامي كه كادميوم به جايگاه فعال آنزيم فسفاتاز قليايي متصل مي شود ، فعاليت و متابوليسم اين آنز يم مختل مي گردد. لندي و همكاران ( ۲۰۰۰ )دريافتند كاهش در فعاليت آنز يم دهيدروژناز فقط در غلظت mg/kg 500 كادميوم رخ مي دهد در حالي كه آنزيمي مانند فسفاتاز اسيدي به غلظت mg/kg ۵۰ حساس است . در آزما يشي كه روي و همكاران ( ۲۰۰۴) روي اثر عناصر سمي مختلف بر فعاليت فسفاتاز قليايي و اسيدي انجام دادند چنين بيان داشتند كه کادمیوم باعث غير فعال شدن آنزيم ها می شود (2) .

حركت كادميوم در طول پروفيل خاك نه تنها مي تواند باعث تجمع بيشتر آن در محدوده ريشه بسياري از گياهان، و در نتيجه جذب بيولوژيكي و تجمع بيش از حد آن در بافتهاي گياهان گردد، بلكه در صورت فراهم بودن شرايط دفع از سطوح كلوئيد هاي خاك و نيز وجود عوامل تشديد كننده حركت آن در خاك نظير بارندگي كافي، خطر گسترش آلودگي به محدوده منابع آب زيرزميني در طي ساليان متمادي وجود خواهد داشت. تشديد تحرك كادميوم در پروفيل خاك در اثر تشكيل كمپلكسهاي نسبتا پايدار از كلر و كادميوم ميتواند يك خطر بالقوه در حركت كادميوم در خاك و انتشار آلودگي به بخشهاي تحت الارض بويزه در خاكهاي شور باشد (3) .

از آنجا كه گياهان تقريبًا كل نيتروژن مورد نياز خود را از تركيبهاي معدني آن يعني املاح آمونياكي به ويژه نيترات ها تأمين مي كنند و اكثر مواد آلي نيتروژن دار براي آنها قابل استفاده نيستند، معدني شدن نيتروژن آلي يكي از مهمترين مراحل چرخه نيتروژن محسوب مي شود . كادميوم يكي از عناصر سنگين و سمي است كه به علت توانائي بالقوه د ر آسيب رساني به ميكروارگانيسم هاي خاك ، تغيير در جمعيت ميكروبي خاك و اثر منفي بر اعمال حياتي آنها مانند معدني شدن نيتروژن در چند دهه گذشته از نظر مسائل زيست –  محيطي بسيار مورد توجه قرار گرفته است. در مطالعات انكوباس يون آزمايشگاهي كادميوم همواره اثر بازدارند گي بر فرآيند معدني شدن نيتروژن داشته است. اما، اثر بازدارندگي بسته به نوع خاك و شرا يط آزمايش متفاوت است. ليانگ و طباطبائي ( ۱۹۷۸) غلظت ۵۶۲ ميلي گرم كادميوم را براي جلوگيري از نيتريفيكاسيون گزارش كردند ، در حالي كه محققان ديگر حتي غلظت كمتر از اين (mg/kg 500) را جهت جلوگيري از اين فرآيند گزارش كرده اند . شواهد نشان مي دهد كه كادميوم حتي با غلظت mg/kg 2 در خاك با 6/6 = pH نيتريفيكاسيون را به ميزان % ۱۴ كاهش داده است . همچنين گزارشها يي وجود دارد كه نشان مي دهند كادميوم با غلظت mg/kg ۱۰ اثر افزايشي وتحريكي و با غلظتmg/kg ۱۰۰ اثر بازدارنده كاهشي بر نيتريفيكاسيون هم در خاكهاي آهكي و هم در خاكهاي غير آهكي داشته است . با اين حال ، اثر كادميوم بر پويائي نيتروژن خاك هاي مناطق خشك و نيمه خشك، به ويژه به طور كمي و كيفي هنوز مشخص نشده است (4) .

منابع :

1.      امامی ، حجت و همکاران ؛   تابستان 1384 ؛ مجله علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان ؛   شماره 2  .

2.      http://www.civilica.com/Paper-SESDC-SESDC_034.html

3.      http://www.civilica.com/Printable-SESDC_115.html

4.      http://www.civilica.com/Paper-SESDC-SESDC_035.html

قاهره نیسی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:3  توسط پرستو مهدیان  | 

اثر کادمیوم بر انسان :

 

اولین بار در سال 1946 در نواحی اطراف رودخانه « جین تسو » در ژاپن بیماری مرموزی مشاهده شد که ابتدا نوعی کمبود مواد غذایی و ویتامین به حساب می آمد ، زیرا در این نوع مسمومیت پاره ای از اوقات بیمار ناتوان و رنجور شده که با مصرف مقدار زیادی ویتامین نیروی از دست رفته اش را تا حدی باز می یافت . در دردهای استخوانی طاقت فرسا بخصوص در استخوان های اطراف لگن خاصره بروز می کرد و بعد از مدتی منجر به شکستگی های متعدد در استخوان ها می شد . زنان باردار بیش از دیگران در معرض ابتلا به بیماری بودند و حدود نیمی از بیماران تلف می شدند (1) . به طور کلی حدود 200 نفر از بیماران معلول و 100 نفر جان باختند  این بیماری Itai-Itai نام دارد. (2) .

 

دوره کمون این بیماری بین 10 - 5 سال و گاهی تا 30 سال می باشد . از اولین علائم  مسمومیت با کادمیوم می توان از بروز حلقه زرد بر دندان ها ، ضعف حس بویایی ، کم شدن تعداد سلول های قرمز خون و بالاخره تجزیه مغز استخوان نام برد . کمبود کلسیم در این نوع مسمومیت به حدی است که استخوان ها حالت خمیدگی یافته و تا 30 سانتی متر از طول استخوان ها کم می شود (1) .

تحقيقات نشان داد كه افراد فوق سالها برنج حاصل از شاليزارهايي را مصرف مي كردند كه نزديك به يك معدن روي (Zn)قرار داشت و به وسيله آب رودخانه اي كه آلوده به كادميوم بود آبياري مي شد . كادميوم در معادن همراه با روي به ميزان كمي وجود دارد (11) .

در حال حاضر معلوم شده است که سوء تغذیه و کمبود ویتامین هم در این مورد نقش داشته اند . هیچ گزارش معتبری دال بر آلودگی غذاهای دریایی که موجب صدمه اخیر شوند وجود ندارد . غلظت های بالای کادمیوم (173 ppm ) و روی ( 57600 ppm ) در oyster های مصب  derwent در تاسمانی موجب تهوع و استفراغ در مصرف کنندگان شده اما تأثیرات بیشتری وجود نداشته است (12) .

باید توجه داشت که در شرایطی که میزان دریافت روزانه کادمیوم 600 میکروگرم باشد ، بیماری ایتای ایتای عارض می شود (3) . در جدول زیر غلظت کادمیوم در برنج رشد کرده در مناطق آلوده ( که سبب ابتلاء بیش از 10 درصد افراد به بیماری ایتای ایتای شده است ) با غلظت آن در برنجهای سالم مقایسه شده است ، همان طور که ملاحظه می کنید غلظت کادمیوم در برنجهای آلوده 14 برابر بیشتر از غلظت آن در برنجهای سالم است  غلظت ها بر حسب mg/kg میباشد . (4) .

 

 مقایسه غلظت کادمیوم در برنج های سالم و آلوده با کادمیوم(4) .

نوع برنج

آلوده

سالم

غیر گلوتینه

 

 

برنج سفید

52/0

048/0

شلتوک

54/0

079/0

گلوتینه

 

 

برنج سفید

03/1

071/0

شلتوک

12/1

151/0

آسيب رساني كادميوم به عواملي همچون فرم كادميوم موجود، مقدار كادميوم دريافت شده و راه ورود آن به بدن بستگي دارد.در مورد انسانها مطالعات دقيقي مبني بر اينكه كادميوم تنفس شده بر روي نازائي آنها تاثير دارد يا خير انجام نشده است ، ولي اين مطلب در مورد رتهاي ماده و موش ها صدق مي كند(13) .

در تعدادی از کارگران کارخانجات باطری سازی سوئد و آلمان عوارضی از قبیل « آمفیزم » Emphyseme « پروتئین اوری » Protoinuria ، از دست دادن حس بویایی ، زرد شدن دندان ها و سایر عوارض ریوی دیگر در اثر کادمیوم گزارش شده است و حتی رنیت « گرفتگی بینی » و بی خوابی مشاهده شده است (5) . بر اساس مطالعه WHO مقدار 10 میکروگرم در لیتر کادمیوم در کل خون به عنوان عدد آزمایشی انتخاب شده که در این مقدار ، اثرات نامطلوب مشاهده نمی شود . مقدار 3 میکروگرم از کادمیوم به صورت خوراکی هیچ اثر نامطلوبی بر روی انسان ندارد (2) .

کادمیوم در انسان به مقدار 5/4 میلی گرم از راه خوراکی ایجاد دل بهم خوردگی و استفراغ می نماید ولیکن تا حد 326 میلی گرم کشنده نبوده است(2) .

در انسان عوارض مسمومیت حاد با کادمیوم عبارتند از:

خشکی گلو ، سرفه ، احساس فشار و انقباض داخل سینه ، لرز ، سردرد و گاهی حالت تهوع و استفراغ ، سپس حالت پنومونی و درد قفسه سینه و تنگی نفس شدت یافته و ضعف شدیدی اتفاق می افتد . در موارد غیر کشنده ، به شدت ناراحتی های دستگاه تنفسی ممکن است چند روزی افزایش یافته و پس از 18 – 14 روز به بهبودی رود (2) .

مسمومیت مزمن با کادمیوم را می توان از تنگی نفس و عوارض کلیوی تشخیص داد . در این حال در ادرار ، نوعی پروتئین که وزن مولکولی آن 20 تا 30 هزار است دیده می شود و این پروتئین به آزمایشات معمولی ادرار جواب نمی دهد(2) .

در مسمومیت مزمن با کادمیوم بیشتر اختلالات عصبی ، گوارشی و کلیوی گزارش شده است و همچنین فرد دچار بی خوابی و کاهش وزن می گردد(2) .

برونشیت و نفریت در مورد کارگرانی که در ذوب روی که دارای مقداری کادمیوم بوده است ، کار می کنند ، گردیده و همچنین مسمومیت مزمن ، با ظهور حالت تهوع ، درد شکم و اسهال نزد کسانی که با کادمیوم آبکاری می نموده اند دیده شده است . به علاوه درد مفاصل و تغییر شکل های استخوانی در صنایع تهیه باطری های کادمیوم که در برخی موارد با ظهور حلقه زرد رنگ روی دندان ها همراه بوده است . همچنین در کارگرانی که در ریخته گری کادمیوم اشتغال داشته اند ، سرفه ، عوارض و ناراحتی های معدوی ، روده ای ، خستگی و کم خونی مشاهده شده است (2) .

نشان داده شده است که بخارات اکسید کادمیوم و آئروسلهای کلرور کادمیوم در انسان و حیوانات موجب خیز ریوی می شود فعالیت ضد آنزیمی باعث کاهش بار جذب پروتئینها از کلیه و دفع پروتئین در ادرار می شود . ضایعات کلیوی ناشی از کادمیوم ممکن است موجب آزاد شدن آنزیم های اسیدتاز ، کربنیک ، آنهیدراز و لاکتیک و هیدروژناز در ادرار شود (2) .

آشامیدن آبی که با کادمیوم آلوده بوده است سبب اختلالات گوارشی نظیر درد شکم ، قی ، گاستریت و چنانچه مدت طولانی مصرف شود باعث کم خونی ، نکروز کبدی ، ضایعات کلیوی و سرطان پروستات می شود (6) .

اگر مقدار سم كادميوم در انسان به ۲۰ ميلى گرم برسد كليه هاى انسان از كار مى افتد. كادميوم موجب سرطان و كوتاهى قد در انسان مى شود (14) .

نشان داده شده است که سولفید کادمیوم موجب کوتاه شدن کروموزومی در لکوسیت های انسان می شود (1) . بونشیت ، آمفیزم ، کم خونی و سنگ کلیه از دیگر اثرات کادمیوم است . بخش قشری کلیه یکی از اندام های بحرانی برای تجمع کادمیوم به شمار می رود . اثرات کلاسیک کلیوی ناشی از مسمومیت کادمیوم در انسان ، به صورت پروتئینه و قندی شدن ادرار و اسد آمینه ای شدن اوره است . در مناطقی که تماس با کادمیوم زیاد است شیوع بیماری ایتای – ایتای دیده می شود (2) .

كادميوم خورده شده از طريق غذا ، در مقادير زياد مي تواند شديدا معده را تحريك و منجر به اسهال ، استفراغ و بعضي اوقات مرگ شود. خوردن و آشاميدن مواد حاوي كادميم در بعضي مواقع باعث افزايش فشار خون ، فقر آهن ، بيماريهاي كبدي و همچنين آسيبهاي مغز و اعصاب مي شود ولي در انسانها سطوحي كه باعث ايجاد اين بيماريها شود ، هنوز مشخص نشده است (13) .

کادمیوم قادر است که به طرز جبران ناپذیری صدمات کلیوی به بزرگسالان وارد نماید . اگر چه گزارشی پیرامون مقدار کم کادمیوم در آب آشامیدنی که سبب بروز عوارض گردد ، وجود ندارد . به هر حال نوشیدنی های آلوده سبب بوز اثرات حاد در کودکان می گردد .  بروز فشار خون بعد  از در معرض قرار گیری با مقادیر کم و اثرات تراتوژنتیکی و جهش زایی در اثر تزریق  کادمیوم  در مقادیر زیاد مشاهده شده است . عوارض ناشی از در معرض قرارگیری کوتاه مدت کادمیوم  ( 10 میکروگرم در لیتر در آب آشامیدنی ) ممانعت جزئی در جذب گوارشی آهن است . مطالعات انجام شده سمی شدن گنادها را بر اثر کادمیوم ، نشان می دهد . برخی از گزارش ها حاکی  از رابطه بین کادمیوم و فشار خون می باشد . اما در حال حاضر این روابط قطعی نیست . در معرض قرار گیری درازمدت با کادمیوم خطر سرطان پروستات را افزایش می دهد(EPA1994) (2) .

تنفس 1 میلی گرم بر مترمکعب کادمیوم در هوا باعث ناراحتی های مزمن تنفسی می شود . تماس طولانی مدت 1/0 میلی گرم بر متر مکعب ممکن است بیماری های تنفسی را افزایش دهد . این مقدار همچنین می تواند بر کلیه ها صدمه زند (1) به نظر می رسد کادمیوم مقاومت دفاعی بدن را به خصوص مقاومت میزبان را در برابر باکتری ها و ویروس ها کاهش می دهد (2) .

کادمیوم باعث تخریب فک فوقانی در نوزادانی که مادرانشان در دوران حاملگی از غذای آلوده به کادمیوم استفاده کرده بوده اند گردیده است (7) .

کادمیوم در دوزهای 3 تا 90 میلی گرم به عنوان یک داروی قی آور عمل می کند و در دوزهای 10 تا 326 میلی گرم سمی بوده و در 300 تا 3500 میلی گرم کشنده می باشد . تماس مزمن با کادمیوم موجب از کار افتادن کلیه ها می شود . بر اساس نتایج مثبت حاصل از آزمایشات سرطان زایی کادمیوم ، USEPA کادمیوم را به عنوان یک آلوده کننده که احتمال سرطانزایی انسان را دارد طبقه بندی کرده است (گروه B1 ) با این وجود کادمیوم بر اساس اثرات سمی که بر کلیه دارد تجویز و مقرر شده است زیرا سرطان زایی آن از طریق استنشاق رخ می دهد (8) .  

کادمیوم می تواند با گیرنده های استروژن باند شود و خطر سرطان سینه را افزایش دهد  (17) .

 

 

 

مصرف بيش از حد «كادميوم» در زمان بارداري باعث كاهش تعداد سلولهاي «پوركنژ» قشر مخچه و ايجاد مرگ سلولي مي شود. بر اساس آزمایشی که  به منظور بررسي اثرات سوء كادميوم بر رشد و نمو مغز و مخچه، صورت گرفته ، تاثيرات اين عنصر را در موشهاي آزمايشگاهي بررسي شده  است. مصرف کادمیوم در دوران بارداری به مشکلات مغذی در جنین منجر می شود (9) . جفت یک مانع سخت نفوذ کادمیوم به جنین می باشد به همین دلیل مقادیر کادمیوم در چنین مواردی بسیار پائین است (10) .

غلظت کشنده حاد خوراکی کادمیوم برای انسان ثبت نشده است ، ولی مقدار آن حدود چند صد میلی گرم می باشد . بررسی های WHO پیرامون مطالعه همه گیر شناسایی در رابطه با سرطان زایی کادمیوم نتایج قاطعی را نشان می دهد . سمیت کادمیوم و ذخیره آن با کمبود روی افزایش می یابد . میزان مناسبی از روی می تواند از آسیب بافت ها جلوگیری کند . کادمیوم نیز بر روی مؤثر بوده و می تواند در مقدار روی مورد نیاز تداخل نموده و از واکنش های آنزیمی و جذب مواد غذایی جلوگیری کند . کادمیوم ممکن است به عنوان کاتالیزور در واکنش های اکسیداسیون شرکت کند و باعث ایجاد آسیب به بافتهای اصلی شود (10) .

کادمیوم در اندام‌هاي توليد مثلي, تاثيرات مخربي را بر روي روند توليد اسپرم و ريخت شناسي اسپرم توليد شده دارد

و موجب اختلال در فاکتورهاي حرکتي و توقف فعاليت حركتي اسپرم می شود که در نتيجه اسپرم قادر به يافتن و ورود به تخمك و بارور كردن آن نخواهد بود (15) .

 

مهمترین عوارض کادمیوم را می توان بطور کلی در 7 مورد زیر خلاصه کرد :

O        اسهال ، شکم درد و استفراغ شدید

O        شکستگی استخوان

O        عقیم شدن و نازایی

O        آسیب سیستم عصبی مرکزی

O        آسیب سیستم ایمنی

O        ناهنجاریهای روانی

O        آسیب احتمالی DNA یا سرطان (16) .

منابع :

1.      سبط النبی ، زهرا ؛ تابستان 1380 ؛ اثرات زیست محیطی کادمیم ؛ پایان نامه کارشناسی محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز .

 

2.      اسماعیل ساری ، عباس ؛ مهر 1381 ؛ آلاینده ها ، بهداشت و استاندارد در محیط زیست ؛ انتشارات اتحاد .

 

3.      سلامت نژاد ، ناهید ؛ بهار 1381 ؛ بررسی اثرات زیست محیطی فلزات سنگین ؛ پایان نامه کارشناسی محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز .

 

4.      عرفان منش ، مجید و همکاران ؛ سال 1385 ؛ آلودگی محیط زیست آب ، خاک و هوا ؛ انتشارات ارکان .

 

5.      کریمی ، مهران ؛ تابستان 1382 ؛ مسمومیت با سرب در کودکان ؛ مجله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی صدوقی یزد ؛ شماره 2 ؛ صفحه 85 .

 

6.      ظاهری عبده وند ، نسرین ؛ تیر 1384 ؛ تأثیر فلزات سنگین در آبها ؛ پایان نامه کارشناسی محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز

 

7.      عباسپور ، مجید ؛  بهار 1384 ؛ مهندسی محیط زیست ، جلد اول ؛ انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی .

 

8.      نیک روش ، شهریار ؛ پائیز 1374 ؛ آلاینده ها و اثرات زیست محیطی آن ها .

 

9.      ریاحی بختیاری ، علیرضا و همکاران ؛ بهار 1386 ؛ سنجش مقادیر سرب و کادمیوم در پوسته صدف مروارید ساز محار pinctada radiate ؛ مجله پژوهش و سازندگی ؛ شماره 74 .

 

10.  خوشنود ، رضا ؛ پائیز 1385 ؛ بررسی تجمع فلزات سنگین Cd , Pb , Hg و Ni در دو گونه از کفشک ماهیان بندرعباس و بندر لنگه ؛ پایان نامه کارشناسی ارشد مهندسی منابع طبیعی علوم محیط زیست ، علوم تحقیقات اهواز .

 

11.  http://www.bmsu.ac.ir/web/No22000/2.htm

12.  http://khschool.ir/article/viewArticle.asp?id=9790&catname=%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C&ActiveStatecode=520

13.  http://ishagazvin.com/text6.aspx

14.  http://www.iran-newspaper.com/1386/860219/html/mohit.htm

15.  http://www.gums.ac.ir/readarticle.php?article_id=549

16.  http://en.wikipedia.org/wiki/cadmium

۱۷.      http://jnci.oxfordjournals.org/cgi/content/full/98/12/869?maxtoshow=&HITS=10&hits=10&RESULTFORMAT=&fulltext=cadmium&searchid=1&FIRSTINDEX=10&resourcetype=HWCIT

 

قاهره نیسی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:1  توسط پرستو مهدیان  | 

جذب کادمیوم

كادميوم مي تواند از طريق غذا ، آب ، هواي تنفسي و استنشاق دود سيگار وارد بدن ما شود . البته مقدار كادميوم دريافت شده از طريق هوا و دود سيگار به مراتب بيشتر خواهد بود  (5) .

اگر مواد غذايي مقدار كافي آهن و ساير مواد مغذي مثل كلسيم را نداشته باشند ، مقدار كادميوم دريافتي بيشتر خواهد بود.  تقريبا ميزان كادميوم دريافت شده از طريق پوست ، در حد  صفر مي باشد . يعني كادميوم نمي تواند از طريق پوست جذب شود (6) . جذب روزانه « کادمیوم » از طریق غذا حدود 40 -10 میکروگرم در روز است که کمتر از 5 درصد آن به وسیله بدن جذب می شود (1) . در ايالات متحده ، ميانگين فردي دريافت كادميم از طريق خوردن غذا در حدود 30 ميكرو گرم گزارش شده است ، اما فقط در حدود 3-1 ميكرو گرم از آن در روز جذب و وارد بدن مي شود (6) .

از طریق بلع ، به طور میانگین روزانه حدود 30 میکروگرم کادمیوم وارد بدن می شود . میانگین میزان کادمیوم در سیگارppb 3000 - 1000 و در غذا حدود ppb 40 - 2 و در آب آشامیدنی کمتر از ppb 1 می باشد (2) .

پائين ترين سطح كادميوم در ميوه ها و نوشيدني ها مي باشد و بالاترين سطح آن در گياهان پر برگ و سيب زميني ها مي باشد (6) .

جذب کادمیوم از طریق گوارش تحت تأثیر عواملی از قبیل سن ، کمبود کلسیم ، آهن ، روی و کمبود پروتئین و نیز نوع شیمیایی کادمیوم قرار دارد . وضعیت معده نیز در جذب کادمیوم مؤثر است ، جذب کادمیوم ، هنگامی که معده برای مدت زمانی خالی باشد بیشترین مقدار است . اگر غذا فاقد آهن ، كلسيم و پروتئين باشد و حتي اگر غذا پرچرب باشد ( بدليل عبور آهسته آن از معده و روده و افزايش زمان جذب( جذب بيشتري صورت خواهد گرفت.كادميم از طريق بدن مادر به آساني نمي تواند به جنين منتقل شود ولي گاهي اين اتفاق از طريق جفت صورت مي گيرد (6) .

نتایج تحقیقات انجام شده با استفاده از کادمیوم نشان دار ، مشخص می کند که 7/4 تا 7 درصد ( متوسط 6 درصد ) کادمیوم جذب می گردد ( EPA . 1977 ) (2) .

تحقیقات نشان داده است که جوش شيرين با ايجاد تغييراتي در دستگاه گوارش سبب افزايش جذب فلزات سنگين نظير كادميوم مي شود (7) .

بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی تعداد بسیار زیادی از افراد در سراسر جهان در معرض کادمیوم قرار می گیرند. جدول زیر میزان پراکنش این عنصر را نشان می دهد (3) .

 

پراکنش کادمیوم (3)

عنصر

مقدار جهانی پراکنش هوا Mt/Yr103

مقدار جهانی پراکنش    آب t/Yr103

مقدار جهانی پراکنش خاک  Mt/Yr103

تعداد افراد دریافت کرده

تفسیر

کادمیوم

6/7

4/9

22

500000 نفر

بیماریهای کلیوی

عواملی نظیر کمبود آهن یا پروتئین ممکن است نرخ جذب روده ای ، معده ای کادمیوم را افزایش دهند . کادمیوم در زنانی که کمبود آهن دارند تا حدود 20 درصد جذب می گردد . جذب ریوی کادمیوم به اندازه ذرات معلق بستگی دارد (2) .

هر سیگار ممکن است شامل 2 - 1 میکروگرم کادمیوم باشد . افراد سگاری حدود 1 تا 3 میکروگرم در روز کادمیوم جذب می کنند . کادمیوم موجود در خون افراد غیر سیگاری معمولاً کمتر از 20 میلی گرم در لیتر گزارش شده است . دریافت کادمیوم توسط افراد سیگاری در مقایسه با افراد غیر سیگاری ممکن است 2 برابر شود (6) .

25 تا 50 درصد کادمیوم حاصل از دود سیگار و تنباکو و توتون ، جذب ریه می شود . کادمیوم جذب شده وارد خون شده و در برخی از اندام های خاص ذخیره شود . کبد و کلیه از اندام هایی هستند که کادمیوم را در خود ذخیره می کنند . پیوند کادمیوم با پروتئین را متالوتیونین گویند . این قبیل ترکیبات یعنی پیوند فلز با پروتئین ، مسئول انتقال و جذب کادمیوم است (2) .کادمیوم پس از جذب بدن در فعالیتهای متابولیسمی و آنزیمی شرکت نموده و سبب اختلال در آنها می گردد (2) . با افزایش سن مقادیر کادمیوم در بدن افزایش می یابد (4) .

علاوه بر سيگاريها ، افرادي كه نزديك محل جمع آوري زباله هاي خطرناك زندگي مي كنند ، يا نزديك كارخانجاتي كه كادميم را وارد هوا مي كنند ، تماسي بالقوه با كادميم موجود در هوا خواهند داشت . در صنايع ، كارگران در حين انجام فعاليت هايي نظير ذوب و پالايش فلزات و يا از طريق هواي اطراف كارخانجاتي كه محصولات حاوي كادميم مثل باتري  ،  روكش يا پلاستيك را توليد مي كنند ،  مي توانند با كادميم تماس داشته باشند. همچنين در حين فرايندهاي لحيم كاري يا جوشكاري فلزاتي كه حاوي كادميم هستند ، اين تماس مي تواند براي كارگران اتفاق بيافتد(6) . مقدار کادمیوم موجود در بدن کارگران صنایعی که در معرض کادمیوم قرار دارند تا بیش از 1000 میلی گرم می رسد (2) .

منابع :

1.      کامکار ، بهنام و همکاران ؛ سال 1385 ؛ کشاورزی ، کود و محیط زیست ؛ انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد .

2.      اسماعیل ساری ، عباس ؛ مهر 1381 ؛ آلاینده ها ، بهداشت و استاندارد در محیط زیست ؛ انتشارات اتحاد .

3.      عرفان منش ، مجید و همکاران ؛ سال 1385 ؛ آلودگی محیط زیست آب ، خاک و هوا ؛ انتشارات ارکان .

 

4.      خوشنود ، رضا ؛ پائیز 1385 ؛ بررسی تجمع فلزات سنگین Cd , Pb , Hg و Ni در دو گونه از کفشک ماهیان بندرعباس و بندر لنگه ؛ پایان نامه کارشناسی ارشد مهندسی منابع طبیعی علوم محیط زیست ، علوم تحقیقات اهواز .

5.      http://www.ngdir.ir/minemineral/pminemineralchapterdetail.asp?PID=6728

6.      http://ishagazvin.com/text6.aspx

7.      http://ehe.blogfa.com/post-28.aspx

 قاهره نیسی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:16  توسط پرستو مهدیان  | 

  گياهان آبي عالي يا هيدروفيتها كه احتما لاً از گياهان سايه اي رطوبت پسند(هيگروفيت ها) به وجود آمده و خودشان را به يك زندگي كامل در آب تطبيق داده اند. با گياهان خشكي در يك سري علائم مشخصه تفاوت دارند.به عنوان مثال:در حالي كه گياهان خشكي مواد كاني را در بسياري موارد از محيط خاكي از طريق ريشه مي توانند جذب كنند،گياهان آبي قادرند املاح محلول در آب را از طريق كل سطح گياه بيش از همه از طريق برگها جذب نمايند.سطح برگ گياهان آبزي اكثراًبزرگتر از سطح برگ انواع گياهان خويشاوند در سطح خشكي است.علاوه بر اين پوست سطحي (اپي درميس)آنها نازكتر و ظريفتر است.اين شرايط يك مبادله فعال مواد در كل سطح گياه آبي را امكان پذير مي سازد.در گياهان آبي دو امكان براي جذب دي اكسيد كربن فراهم است.جذب مستقيم گازهاي دي اكسيد كربن محلول در آب از طريق پوست سطحي برگهاي شكافته شده.